وقتی دوربین جای دفتر را میگیرد، خاطرهها به گالری و فضای ابری سپرده میشوند. این راهنما کمک میکند عکسها را مثل خانهای برای یادها مرتب و امن نگه دارید.
گاهی یک شیء کوچک، بیشتر از یک آلبوم عکس میتواند گذشته را به زمان حال بازگرداند. یک ساعت قدیمی روی میز، روسریای که هنوز بوی آشنایی دارد، کتابی با گوشههای تاخورده، یا حتی یک کلید…
بعضی اشیا بعد از رفتن عزیزان «بیمصرف» نمیشوند؛ معنا عوض میکنند. از کلید بیقفل تا دفترچهها؛ نشانههای دلبستگی سالم یا فرساینده.
پشت «یادش بخیر» گاهی سوگ پنهان است؛ چرا زبان روزمره فقدان را پنهان میکند و چطور میشود سالمتر و محترمانهتر از غم حرف زد؟
«هاوار» در گویش کردی فقط یک واژه نیست؛ فریادی است میان سوگ، دلتنگی و هشدار. این مقاله نقش عاطفی و اجتماعی هاوار را در موقعیتهای واقعی بررسی میکند.
موزه بویایی یعنی جایی که یک عطر، آدمهای رفته را زندهتر از عکس برمیگرداند؛ روایتی درباره سوگ، حافظه بویایی و راههای امن لمس دوباره خاطره.
چرا بعضی آدمها زود از یاد میروند؟ نگاهی روانشناختی به حضور، اثر عاطفی، نقش روایی و تأثیر شبکههای اجتماعی بر ماندگاری آدمها.
چطور در گذشته گیر نکنیم؟ با ۷ تمرین ساده و عملی برای عبور نرم از خاطرات، کاهش نشخوار فکری و ساختن ارتباطی سالمتر با گذشته بدون فراموشی.
سوگ فقط در خبر رفتن نیست؛ در خانه میماند: لباس روی بند، لیوان روی میز. نشانهها را بخوانیم و با آیینهای کوچک، آرامآرام ترمیم کنیم.
با یک مراسم سالگرد کوچک و بیتکلف، آیین خانوادگی بسازید که غم را نگه دارد، خاطره را زنده کند و هر سال، سبک و ادامهپذیر تکرار شود.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405