بتهجقه فقط یک نقش تزئینی نیست؛ کدی عاطفی در فرهنگ ایرانی است. از ریشههای احتمالی تا حضورش در ترمه و قالی، معناهای متضادش را بخوانید.
تحلیلی فرهنگی از «ای ایران» بهعنوان یک حافظه صوتی جمعی: چرا بغض در آن میماند، چگونه در آیینهای شنیدن تکرار میشود و رسانه چطور گرما و کلیشه را همزمان میسازد.
جستاری مردم نگارانه درباره فشار نامرئی «باید برسم» در دهه بیست ایران؛ از زبان روزمره و نصیحت خانواده تا زمان بندی نهادها و نشانه های اجتماعی.
قومنگاری امتحانهای پایانترم در ایران: شببیداریها، اضطراب جمعی، دعاها، قرارهای کتابخانه و کدهای نانوشته تقلب؛ روایتی از حافظه نسلی.
مشاهدهای فرهنگی از لهجه شیرازی: چرا آهنگ گفتار، ریتم جملهها و مهربانی روزمره کنار هم «لطافت صدا» میسازند و چگونه در زندگی عادی شنیده میشود.
اقلیم چگونه بیصدا آیینها، زبان، خوراک، زمانبندی کار و فراغت و حتی چیدمان خانه و کوچه را میسازد و در حافظه جمعی ما مینشیند؟
روایت مردمنگارانه از غروب نمناک بندر: بوی تورهای خیس، ریتم صداها و ریزآیینهای اسکله که حافظه جمعی را در اشیا، خوراک و عادتها نگه میدارند.
برندهای ایرانی چطور از یک کالا به نشانه تعلق تبدیل میشوند؟ روایتی مردمنگارانه از خانه، محله و حافظه جمعی؛ با جدول و پرسشهای متداول.
آزادی در ایران فقط در بیانیهها نیست؛ در نامهها، دفترچهها و حکایتهای خانوادگی زندگی میکند و از نو روایت میشود.
جزوههای حاشیهدار فقط ابزار درس نبودند؛ ردپای رفاقت، شوخیها و کدهای پنهان یک نسلاند. روایت قومنگارانه از حاشیهنویسیهای دانشجویی.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405