دیوار کاهگلی در خانه های ایرانی فقط یک مصالح نبود؛ سطحی حرارتی، بصری و اجتماعی بود که آفتاب را نرم می کرد و خاطره می ساخت.
شبستان خنک زیر ستونهای سنگی؛ فضایی برای تنظیم بدن و جمع. از معماریِ اقلیممحور تا سکوت و نور فیلترشده و نسبتش با شهر امروز.
اتاق مهمان در خانه ایرانی فقط یک فضا نیست؛ یک قرارداد اجتماعی است: آمادگی همیشگی، خویشتن داری و اخلاق میزبانی که در زندگی روزمره تمرین می شود.
چطور بازیهای قدیم را برای نسل جدید جذاب کنیم؟ با نسخههای ۱۰ دقیقهای، قوانین ساده، سازگار با آپارتمان و روایتمحور؛ بدون مقایسه و سرزنش.
نسبت سایه و آب در باغهای ایرانی فقط زیبایی نیست؛ یک فناوری خنککننده و یک آداب معاشرت است که خاطره جمعی، مکث خانوادگی و آرامش میسازد.
شمعدانی در حیاط ایرانی فقط یک گل نیست؛ نشانه ای از نظم، مراقبت و حال خانه است. نقش آن را در فصل ها، روتین ها و جای گذاری ها مرور می کنیم.
در کوچههای خاکی یزد، باد کویری فقط هوا نیست؛ کنشگری است که حرکت بدنها، آستانه خانهها، سایه، صدا و سکوت را تنظیم میکند و ریتم روزمره میسازد.
باران آرام روی شیروانیهای محله قدیمی فقط هوا را خیس نمیکند؛ صداها، قدمها، پنجرهها، چای و آداب همسایهداری را دوباره تنظیم میکند.
ایستگاه اتوبوس فقط محل عبور نیست؛ فضای تعلیق میان خانه و مقصد است. روایتِ بدنها، سکوتها و نظم نانوشته شهری در انتظار.
مغازه های قدیمی با ویترین ساده و آیین های خرید، مثل معماری نامرئی حافظه عمل می کنند؛ جایی که اعتماد، سلام، بوها و ابزارها خاطره می سازند.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405