روایتی نوستالژیک و تحلیلمحور از تلویزیون پارس و آنتن پشتبام؛ از هیجان شبهای سریال و صمیمیت محله تا راههای ساده برای بازطراحی همان خاطرات در خانههای امروز.
سفرههای گلدار نایلونی، از مهمانیهای خانوادگی دهه ۶۰ تا ۸۰ تا آپارتمانهای امروز؛ روایتی حسی از صمیمیت، بوی نان داغ و آشتیکنان، با راهکارهای کاربردی برای زندهکردن خاطرات.
ظهر تابستان، کوزهی سفالی و صدای قلقل آب؛ روایتی حسی از آرامشی که از حیاطهای کاهگلی میآمد و امروز میتواند در گوشهای کوچک از خانه بازآفرینی شود.
پشتی، فرش و صدای استکانها؛ نشستن نزدیک در خانههای ایرانی فقط یک چیدمان نیست، زبانِ بدنِ صمیمیت است. این مقاله تحلیلی-حسی، از خاطرات تا بازطراحی امروزی.
دیگ بزرگ حیاط فقط محل پخت رب خانگی نیست؛ مدرسهای است برای همکاری خانوادگی، تقسیم نقشها و آموختن مسئولیت. این یادداشت راهی برای احیای این آیین در زندگی آپارتمانی امروز پیشنهاد میکند.
لمس سفال خنک، بوی حیاط خیسخورده و جرعهای که صبر میآورد؛ این نوشته پیوند آبِ کوزه با آرامش تابستان، آیینهای خانگی و خاطرات نسلی را واکاوی میکند.
کوزه آب با طعم خنکی طبیعی، دوباره به خانهها و کافهها برمیگردد؛ نمادی ساده و کمهزینه که هم آرامش میآورد و هم به سبک زندگی پایدار کمک میکند.
کوزه لبپَرِ حیاط، فقط ظرف آب نبود؛ روایتی از خنکای تبخیری، ادب نوشیدن و اقتصاد مراقبت در خانههای ایرانی. این متن، پلی میان خاطره و کارکرد امروز است.
وقتی کفشها کنار در ردیف میشوند، بوی فرش خیس از باران و «صمیمیت محله» در هوا میپیچد. شاید همین لحظههای ساده است که کفشها را در خاطرات ما ماندگارتر از چهرهها میکند.
از دمِ درِ حیاط تا کوچه، آیین خداحافظیهای طولانی در خانههای قدیمی چطور شکل میگرفت؟ از «سلام برسان» و کفش جلوی در تا کاسه آب بدرقه؛ با نسخههای امروزی و مینیمال.
کتابفروشیهای مستقل؛ حافظه فرهنگی یک شهر
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
آراد؛ آرام، اما رو به جلو
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
ترانه؛ آهنگ زندگی در یک کلمه
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
سفره ناهار تابستانی؛ بادمجانهای کبابی، دوغ محلی و سفره حصیری حیاط
تاریخ انتشار: 10 دی 1404
از سماور روسی تا گلدان بلور؛ اشیایی که در هر خانه ایرانی مشترک بودند
تاریخ انتشار: 10 دی 1404