پلههای سیمانی پشتبام در خانههای ایرانی، از پهنکردن رخت و سلام همسایه تا چای عصر و خواب زیر ستارهها؛ یک روایت میدانی از آیینهای کوچک بام.
سفره پهن روی فرش فقط یک شیوه غذا خوردن نیست؛ یک معماری صمیمیت است که بدنها، گفتگوها و سهمها را در خانه ایرانی همسطح و همدل میکند.
زیست خوابگاهی در ایران چگونه از صداها، بوها، اشیای کوچک و مناسک نانوشته ساخته میشود؟ روایتی مشاهدهمحور از خاطرههای فشرده و آدمهای زودگذر.
دوست خیالی فقط یادگار کودکی نیست؛ در بزرگسالی به شکل گفتوگوی درونی برمیگردد و به تصمیمگیری، تحمل ابهام و مدیریت تنهایی کمک میکند.
بازیهای قدیمی چطور امروز زنده میمانند؟ از اپلیکیشنها تا حیاط مدرسه؛ مقایسه نسخه بدنی و صفحهای، راههای احیا و یک چکلیست عملی برای شروع.
حیاط مشترک در خانههای ایرانی فقط یک فضا نیست؛ یک اکوسیستم اجتماعی است: دیدهشدن، مذاکره، تعارض و همکاری در کنار هم، بیاغراق و واقعی.
سلف دانشگاه فقط غذا نیست؛ جایی است برای صفها، میزهای مشترک و رفاقتهای دقیقهنودی. این متن ریتمها و آداب نانوشته سلف را روایت میکند.
راهروی باریک تا مطبخ در خانههای قدیمی ایران فقط مسیر نبود؛ فناوری اجتماعیِ بو، صدا و مهمانداری که مرز کار و پذیرایی را نامرئی میچید.
جستاری مردمنگارانه درباره «جوانی قرضی» در حافظه جمعی ایران؛ وقتی تعویق، تعهد و آیندههای خیالی، رفتار امروز ما را شکل میدهند.
روایت مردمنگارانه از قاشق چوبی مادر در آشپزخانه ایرانی؛ ابزاری برای حفظ مزه، ریتم پخت و انتقال دانشی که با دست و صدا یاد میگیریم.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405