روایتی مردمنگارانه از سالمندی کنار پنجره؛ جایی که خیابان هر روز خوانده میشود و قصههای ناگفته، میان صداها و روتینها زنده میمانند.
روایت مردمنگارانه از «روز طلایی مدرسه»؛ وقتی برنامه سبک است و چهارشنبه زودتر میگذرد: زنگها، کیف سبک، راه خانه و ریتم محله که عوض میشود.
دمی گوجه تهدیگدار و سالاد شیرازی فقط یک غذا نیستند؛ تکنیکهای خانگیاند برای ساختن حس فراوانی از مواد محدود، با زمانبندی و تقسیم عادلانه.
اکولوژی کاغذ در دانشگاههای ایران: کارت دانشجویی کاهی، تابلوی اعلانات، پوسترها و آگهیهای دستنویس که ریتم زندگی جمعیِ دانشگاه را زنده نگه میداشتند.
روایت مردمنگارانهٔ اولین دوچرخهسواری بدون کمکی در کوچهٔ خاکی؛ لحظهای که با صداها، ترسها و تشویقها، کودکی و نقشهای خانواده را آرام تغییر میدهد.
روایت مردمنگارانهای از ساعت دیواری تیکتیکدار در خانههای ایرانی؛ مترونومی اجتماعی که بیدارباش، غذا، نماز، تلویزیون و وقتشناسی را تنظیم میکرد.
عقدههای کودکی چگونه از تجربههای کوچک، در بدن و زبان و روایت خانوادگی ثبت میشوند و با محرکهای روزمره دوباره فعال میمانند؟
روایتی مردمنگارانه از زنگ هنر در مدرسه: آبرنگ و مدادشمعی، بوی کاغذ و روزنامه، لحن معلم و تعامل بچهها؛ لحظهای کوتاه از آزادی در روزی منظم.
اولین حقوق در ایران فقط عدد نیست؛ پاکت، پیامک بانک، رسید عابر و مسیر تا خانه است. روایت خرجهای احساسی همان ماه و معنای استقلال.
روایتی مردمنگارانه از ترازوی دوکفهای بقالی؛ جایی که وزنِ برنج و قند با نسیه و دفترِ خطخورده گره میخورد و اعتمادِ محله ساخته میشود.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405