چرخگوشت دستی فقط یک وسیله نبود؛ صحنهای بود برای همکاری، تقسیم نقش و گفتگوی خانوادگی. روایت مشاهدهمحور از دستها، صداها و اخلاقِ کار خانگی.
حلب روغن در انباری خانههای قدیم فقط یک ظرف نبود؛ نشانهای از اقتصاد خانه، ترس از کمبود و فرهنگی که از دل ذخیرهسازی، خاطره میساخت.
پرترهای آرام و مشاهدهمحور از خاطرات معلم فیزیک؛ جایی که سکوت کلاس، صدای گچ و پاسخهای دقیق، به دانشآموز حس اطمینان و امید میدهد.
از بوی دفتر مشق و صف مدرسه تا مهر قرارداد و اضطراب اولین حقوق؛ روایت گذار ایرانی از درس به کار با چکلیست و نشانهها.
شمعدانی در حیاط ایرانی فقط یک گل نیست؛ نشانه ای از نظم، مراقبت و حال خانه است. نقش آن را در فصل ها، روتین ها و جای گذاری ها مرور می کنیم.
دوست نامرئی فقط خیالبافی نبود؛ یک همبازی برای قصهسازی، قانونچینی و بازی با زبان بود. ردّش را در خانه و کوچههای ایران دنبال میکنیم.
یخ در بهشت آبی فقط یک خوراکی خنک نیست؛ خاطرهای شهری از ظهرهای داغ، صدای دستگاه، لیوانهای پلاستیکی و رنگ آبی که هنوز مزه کودکی میدهد.
آب پاش پلاستیکی و آب پاشی حیاط در ظهرهای داغ: زمان بندی درست، بوی خاک خیس، ریزه کاری اجرا و نکات صرفه جویی آب برای خنک کردن فضا.
روایتی مردمنگارانه از عصر جزوههای کپیشده، مغازههای فتوکپی و کلاسهای آزاد زبان؛ جایی که آموزش مدرن روی کاغذ کمرنگ و شبکه «از کی بگیرم؟» میچرخید.
سرود صبحگاهی و صفهای منظم مدرسه در ایران: از نقش ناظم و پرچم تا بوی گچ، کفشهای واکسزده و کدهای نانوشتهای که تعلق و نظم را میسازند.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405