دسته: نوستالژی و یادگاری‌ها

اتوبوس آبی اردوی مدرسه با دانش‌آموزان ایرانی، معلم‌ها و لحظه‌ی آماده‌شدن برای عکس دسته‌جمعی؛ روایتی حسی از خاطرات نسلی و تجربه‌ی مشترک اردو.مجله خاطرات

از اتوبوس آبی تا عکس دسته‌جمعی؛ اردوی مدرسه و هیجان نسلی که ساده خوش بود

از اتوبوس آبی تا عکس دسته‌جمعی، اردوی مدرسه را به‌مثابه آیین جمعی نسل‌های ایرانی روایت می‌کنیم؛ با بو، صدا و جزئیات میدانی نسلی که ساده خوش بود.

18 آذر 1404
صحنهٔ شبانهٔ ساندویچ کثیف کنار خیابان در تهران با صف مشتری‌ها، نور نئون، بخار روغن داغ و خوردن روی جدول؛ آیین شهری و خاطره‌انگیز.

ساندویچ کثیف‌های کنار خیابان؛ مزه ممنوعه اما فراموش‌نشدنی

ساندویچ کثیف کنار خیابان را به‌عنوان آیینی شهری می‌کاویم؛ از بوی روغن داغ و صف شبانه تا تفاوت تجربه نسل‌ها و دغدغه‌های بهداشتی و دیجیتال امروز.

مادر و دختر ایرانی کنار آینه‌ی خانگی با رژ مکه‌ای قرمز اناری؛ صحنه‌ای نوستالژیک از آیین‌های زیبایی خانگی و خاطره‌انگیز.مجله خاطرات

رژ مکه‌ای مادر؛ رنگی که خاطره شد، نه آرایش

تحلیل انسان‌شناختی «رژ مکه‌ای مادر»؛ شیئی کوچک که آیین‌های خانگی، انتقال خاطره و نشانه‌های زیبایی ایرانی را شکل داد؛ با روایت حسی و مقایسه‌ای.

صحنه‌ای مردم‌نگارانه از سربازی در ایران: صف صبحگاه، خوابگاه با تخت‌های دوطبقه، برجک نگهبانی مرزی و جزئیات روزمره؛ خاطرات سربازی و نوستالژی پادگان.مجله خاطرات

سربازی؛ دو سالی که یک عمر خاطره ساخت

سربازی در ایران آستانه‌ای نسلی است؛ از صف صبحگاه تا نگهبانی شب. این مردم‌نگاری نشان می‌دهد چگونه دو سال پادگان، لایه‌ای از خاطرات مشترک در حافظه جمعی می‌سازد.

18 آذر 1404
تولد خانگی ایرانی با بادکنک‌های کم‌باد، شرشره‌های کاغذی، سفرهٔ تولد روی فرش و خانوادهٔ چندنسلی در نور زرد لامپ.مجله خاطرات

تولدهای خانگی؛ بادکنک‌های کم‌باد و شرشره‌های کاغذی

روایتی مردم‌نگارانه از تولدهای خانگی ایرانی دهه ۶۰ تا اوایل ۹۰؛ جزئیات چیدمان خانه، سفره‌ی روی فرش، بادکنک‌های کم‌باد، صداها و پیوند نسل‌ها.

17 آذر 1404
صحنه‌ای از اتاق پذیرایی ایرانی دهه ۷۰ با کودکان دور آتاری دستی روی فرش، رقابت برادرانه و صداهای بیپ بازی‌های جیبی در فضای .مجله خاطراتنوستالژیک

آتاری دستی؛ آغاز عصر بازی‌های جیبی و رقابت‌های برادرانه

روایتی میدانی از آتاری دستی: از صف مغازه‌های صوتی‌تصویری تا فرش پذیرایی، رقابت‌های برادرانه و قواعد نانوشته‌ای که ریتم خانه‌های ایرانی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ را عوض کرد.

کودک ایرانی با فرفره کاغذی در باد عصرگاهیِ کوچه‌ای با دیوار کاه‌گلی و جوی آب؛ روایتی از خاطرات محله و بازی‌های ساده.مجله خاطرات

فرفره کاغذی و بادهای عصرگاهی؛ اسباب‌بازی ساده‌ای که دنیا را می‌چرخاند

روایت میدانی از فرفره کاغذی و بادهای عصرگاهی در محله‌های ایران؛ از اقتصاد خانواده و دست‌ساز بودن تا نقش پدر و پدربزرگ، حافظه حسی و پیوندهای همسایگی.

کشک داغ روی نان خشک در پشت‌بام روستایی ایران با بخار و نعنا داغ؛ دورهمی چند نسل خانواده و چراغ نفتی در یک شب زمستانی؛ خاطرات غذایی و نوستالژی.

کشک داغ روی نان خشک؛ غذای فقیرانه‌ای که ثروت خاطره شد

روایتی میدانی از کشک داغ روی نان خشک؛ غذایی ساده که در حیاط‌های گِلی و پشت‌بام‌های روستا، به ثروت عاطفی و خاطرات مشترک خانواده‌ها تبدیل می‌شود.

ظرف خیاطی مادرها با قرقره‌های رنگی، نخ و سوزن و دکمه‌های قدیمی کنار تلویزیون در اتاق نشیمن ایرانی؛ رفو زانوی شلوار در یک عصر زمستانی_مجله خاطرات

ظرف خیاطی مادرها؛ جعبه‌ی رنگارنگی از نخ، سوزن و خاطره

روایتی قوم‌نگارانه از ظرف خیاطی مادرها در خانه‌های ایرانی؛ جعبه‌ای رنگارنگ از نخ، سوزن و خاطرات که اقتصاد خانگی، مهارت و ذوق را کنار هم می‌نشاند.

کیسه کوچک دکمه‌های شیشه‌ای قدیمی روی موزاییک با جعبه خیاطی مادر و نور عصرگاهی؛ نمادی از نوستالژی و زیبایی دکمه‌های شیشه‌ای در لباس‌های ایرانی

دکمه‌های شیشه‌ای؛ زیور ساده‌ی لباس‌ها و یادِ مادرها

روایتی مردم‌نگارانه از دکمه‌های شیشه‌ای؛ زیور ساده اما ماندگار لباس‌های ایرانی، از زیبایی‌شناسی دهه‌ها تا نقش‌شان در خیاطی خانگی و حافظه‌ جمعی.