دسته: نوستالژی و یادگاری‌ها

کودکی در حال پریدن روی کوه رختخواب های خانه مادربزرگ با لحاف و تشک روی قالی ایرانی؛ تصویر نوستالژیک از بازی خانگی قدیمی

کوه رختخواب‌های مادربزرگ؛ بلندترین پرش‌های کودکی

«کوه رختخواب» در خانه مادربزرگ فقط بازی نبود؛ معماری نرمِ لحاف و قالی بود برای جسارت، خنده و قانون‌های نانوشته خانواده ایرانی.

گروهی از دانشجویان ایرانی در محوطه دانشگاه که عکس‌های قدیمی دانشگاه را مرور می‌کنند؛ نمادی از حافظه جمعی و ثبت خاطره

عکس‌های دانشگاه؛ تصاویری که هنوز در ما زندگی می‌کنند

عکس‌های دانشگاه فقط یادگاری نیستند؛ نقشه‌ای از ژست‌ها، قاب‌ها و روابط‌اند. این مقاله نشان می‌دهد چطور تصاویر دانشگاهی هنوز در ما زندگی می‌کنند.

9 بهمن 1404
اتاق نوجوان ایرانی پشت در بسته با پوسترها، دفتر قفل‌دار و نور چراغ مطالعه؛ روایت مرز حریم خصوصی و موسیقی بلند در خانه

نوجوانی پشت در بسته اتاق؛ پوسترها، دفتر قفل‌دار و موسیقی بلند در گوش

اتاق نوجوان پشت در بسته، مرزِ اجتماعی خانه است؛ جایی میان پوسترها، دفتر قفل‌دار و موسیقی بلند که حریم خصوصی در ایران اجرا می‌شود، نه صرفاً مالکیت.

29 دی 1404
بازی گل یا پوچ روی لحاف کهنه در یک دورهمی خانوادگی ایرانی با چای و فضای شب زمستان

گل یا پوچ روی لحاف کهنه؛ هیجان یک مشت بسته و اخلاق بازی در جمع

گل یا پوچ روی لحاف کهنه فقط یک بازی نیست؛ تمرین اعتماد، تردید و رعایت آبرو در جمع است. روایت میدانیِ قواعد نانوشته و ریزآیین‌هایش.

اتاق کوچک خوابگاه ایرانی با تخت‌های دوطبقه و چای‌ساز در شب‌های امتحان و فضای درس‌خواندن و بی‌خوابی جمعی

اتاق کوچک خوابگاه؛ تخت‌های دوطبقه، چای‌ساز و شب‌بیداری امتحانات

روایت مردم‌نگارانه از اتاق کوچک خوابگاه ایرانی: تخت‌های دوطبقه، چای‌ساز، شارژر قرضی و بی‌خوابی شب‌های امتحان؛ همبستگی و اصطکاک کنار هم.

کتلت‌های روغن‌گرفته در قابلمه لعابی در آشپزخانه ایرانی در ظهر تابستان، همراه با بوی سرخ‌کردنی و چیدمان سفره

کتلت روغن‌گرفته در قابلمه لعابی؛ بوی نمناک ظهرهای تابستان

کتلتِ روغن‌گرفته در قابلمه لعابی فقط یک غذا نیست؛ آیینی خانگی در ظهرهای تابستان است که بویش از آشپزخانه تا حیاط می‌دود و نقش‌ها را تقسیم می‌کند.

دست کودک با سکه و اسکناس تاخورده کنار ظرف بلوری شکلات عیدی و نقل روی سینی نوروزی؛ نماد اقتصاد کوچک کودکی در دیدوبازدید

شکلات عیدی، نقل و سکه؛ اقتصادِ شیرینیِ کوچک در کودکی

شکلات عیدی، نقل و سکه فقط شیرینی نبودند؛ یک اقتصاد کوچکِ کودکی بودند که در دیدوبازدیدها، ارزش‌گذاری، تعارف و قواعد حضور در جمع را یادمان می‌دادند.

میانسالی در آشپزخانهٔ ایرانی؛ دست‌های یک زن میانسال کنار قابلمه و سرویس چای در فضای آپارتمانی، نماد خاطره و مراقبت روزمره

میانسالی در آشپزخانه؛ وقتی خاطرات دور قابلمه و سرویس چای می‌چرخند

میانسالی در آشپزخانهٔ ایرانی جایی است که خستگی، مراقبت و غرور در صدای قل‌قل چای و مزه‌کردن خورش به خاطره تبدیل می‌شود.

16 دی 1404
صف شلوغ بوفه مدرسه با ساندویچ کتلت و فلافل نیمه‌گرم و دوغ پاکتی؛ روایت اقتصاد خرد زنگ تفریح

بوفه مدرسه؛ ساندویچ کتلت و فلافل نیمه‌گرم، دوغ پاکتی و صف‌های شلوغ زنگ تفریح

بوفه مدرسه یک اقتصاد خردِ فشرده در چند دقیقه است: صف، چانه‌زنی، سلسله‌مراتب خوراکی‌ها و اعتبارهای رفاقتی کنار کتلت و دوغ پاکتی.

سالمندی کنار پنجره در خانه‌ای ایرانی که خیابان را تماشا می‌کند؛ روایت خاطره و قصه‌های ناگفته در زندگی روزمره

سالمندی کنار پنجره؛ مرور خیابان و قصه‌هایی که کسی نپرسید

روایتی مردم‌نگارانه از سالمندی کنار پنجره؛ جایی که خیابان هر روز خوانده می‌شود و قصه‌های ناگفته، میان صداها و روتین‌ها زنده می‌مانند.

15 دی 1404