روایتی از بازی گردو در زنگ تفریح دهه ۶۰ و ۷۰؛ قانونی ساده، هیجانی جمعی و رقابتی سالم که با شکستن گردو و بردن گردوی حریف، دوستیها و کلکلهای شیرین میساخت.
آغازِ فریاد، زو بهمثابه یک تپش جمعی در میان کوچههای خاکی و دیوارهای آجری، پیش از آنکه موبایل و تبلت در دستانمان خانه کنند، «بازی زو» صحنهای از زندگی بود؛ نه فقط بازی. کودکان و…
سفری عاطفی و تحلیلی به خاطرات حوضخانههای ایرانی؛ از قایق کاغذی و تیله تا تماشای ماهی. راهکارهای بازآفرینی امن، کمهزینه و کمآب برای خانههای امروز.
بازگشتی احساسی و دانشی به روزهای گِلبازی در باغچه خانه؛ از ساخت قلعههای گِلی تا کاشت بذرهای کوچک امید. چرا بازی با خاک، تخیل و آرامش کودک ایرانی را جان میبخشد؟
صحنهٔ آغاز: صدای شوت روی خاک نرم همهچیز از یک توپ شروع میشد؛ نه از مارک خاصی، نه از چرم اصل. از همان توپهای پلاستیکی راهراه که کنار مغازهها آویزان بودند، سبک و براق، با…
وقتی از «نوستالژی بازیهای کودکی در حیاط خلوت» حرف میزنیم، چیزی فراتر از چند بازی ساده به ذهن میآید؛ انگار در حال ورق زدن آلبوم زندهای از لحظاتی هستیم که زندگیمان را شکل دادهاند. حیاط…
وقتی چشمها را میبندیم و به گذشته فکر میکنیم، اولین چیزی که جلوه میکند شاید یک توپ پلاستیکی رنگی باشد که در کوچه با دوستان دنبال میکردیم، یا صدای تیلههایی که در گودال خاکی به…
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405