میانسالی در آشپزخانهٔ ایرانی جایی است که خستگی، مراقبت و غرور در صدای قلقل چای و مزهکردن خورش به خاطره تبدیل میشود.
روایتی مردمنگارانه از سالمندی کنار پنجره؛ جایی که خیابان هر روز خوانده میشود و قصههای ناگفته، میان صداها و روتینها زنده میمانند.
روایت مردمنگارانهٔ اولین دوچرخهسواری بدون کمکی در کوچهٔ خاکی؛ لحظهای که با صداها، ترسها و تشویقها، کودکی و نقشهای خانواده را آرام تغییر میدهد.
عقدههای کودکی چگونه از تجربههای کوچک، در بدن و زبان و روایت خانوادگی ثبت میشوند و با محرکهای روزمره دوباره فعال میمانند؟
اولین حقوق در ایران فقط عدد نیست؛ پاکت، پیامک بانک، رسید عابر و مسیر تا خانه است. روایت خرجهای احساسی همان ماه و معنای استقلال.
ترسهایی که در کودکی از مدرسه، مهمانی و جملههای «آبرو داریم» شروع میشوند، در بزرگسالی شکل عوض میکنند؛ نشانهها و راهحلهای عملی.
سربازی در ایران آستانهای نسلی است؛ از صف صبحگاه تا نگهبانی شب. این مردمنگاری نشان میدهد چگونه دو سال پادگان، لایهای از خاطرات مشترک در حافظه جمعی میسازد.
روایتی مردمنگارانه از تولدهای خانگی ایرانی دهه ۶۰ تا اوایل ۹۰؛ جزئیات چیدمان خانه، سفرهی روی فرش، بادکنکهای کمباد، صداها و پیوند نسلها.
تحلیلی از صدای دورهگردها در زندگی شهری ایران؛ از نداهای یخدربهشت تا نوتیفیکیشن اپها، با نگاهی نوستالژیک به خاطرات و راهحلهای حفظ آن صداها.
روایت بوی جوهر، عکس سیاهوسفید و اثر انگشت پدر در روز گرفتن شناسنامه؛ سفری از سند هویت تا آلبومهای خانوادگی امروز و راههایی برای نگه داشتن حس خاطرات.
نان محلی روی ساج در صبحهای روستایی؛ چگونه عطر و طعم خاطره میسازد
تاریخ انتشار: 20 مرداد 1405
زیر برج آزادی، عکس یادگاری و خندههای از ته دل
تاریخ انتشار: 20 مرداد 1405
دنیز؛ آیا نامی میتواند بوی دریا بدهد؟
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
مشروطی و تجدید؛ لحظهای که فهمیدم «نمیشود» هم واقعی است
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
تابستانهای طولانی؛ چرا زمان در کودکی کش میآید؟
تاریخ انتشار: 12 مرداد 1405