دسته: زندگی و احساسات

فردی ایرانی کنار پنجره در حال نوشتن درباره خاطرات خجالت‌آور و شرم و حافظه؛ تصویر مفهومی از چسبندگی خاطرات بد و نشخوار ذهنی

چرا ذهن ما خاطرات خجالت‌آور را بهتر از خاطرات خوب به یاد می‌سپارد؟

چرا خاطرات خجالت‌آور چسبنده‌تر از خاطرات خوب‌اند؟ از شرم و حافظه تا نشخوار ذهنی و توهم دیده‌شدن؛ با راهکارهای عملی برای آشتی با این خاطرات.

صحنه‌ای از نوشتن یادنامه کوتاه در سالگرد فقدان با دفترچه و چای، نماد سوگ نرم و خاطره‌سازی برای التیام

یادنامه‌های کوتاه برای عزیزان؛ نسخه‌ای نرم از سوگواری که می‌ماند به یادگار هر سالگرد

یادنامه‌های کوتاه می‌توانند آیینی نرم برای سوگ و سالگرد باشند؛ چند خط درباره خاطره و فقدان که هر سال می‌ماند و به التیام نزدیک‌ترمان می‌کند.

فردی در خانه ایرانی در حال نگاه‌کردن به آلبوم عکس کودکی؛ تصویر مفهومی از ترس از دست دادن، اضطراب جدایی و خاطرات کودکی

ریشه ترس از دست دادن؛ خاطره‌هایی که در کودکی کاشته شدند

ترس از دست دادن و اضطراب جدایی گاهی از خاطرات کودکی و سوگ پنهان می‌آید؛ نشانه‌ها و تمرین‌های درمان درونی برای آرام‌ترشدن را بخوانید.

تصویر زوج ایرانی در خانه با گوشی و حس اضطراب و دلتنگی بعد از Seen و تیک آبی در رابطه

وقتی “Seen” خورد و رابطه عوض شد؛ روانشناسی تیک آبی

چرا یک «Seen» ساده می‌تواند رابطه را از درون عوض کند؟ روانشناسی تیک آبی، سبک‌های دلبستگی، سوگیری‌های ذهنی و راه‌های آرام‌سازی و مرزبندی سالم.

فردی در خانه ایرانی در شب کنار پنجره با حس سنگینی سینه؛ تصویر مرتبط با دلتنگی بی‌دلیل و پیوند حافظه و بدن

علت دلتنگی بی‌دلیل چیست؟ (از نگاه حافظه و بدن)

دلتنگی بی‌دلیل چیست و چرا ناگهان می‌آید؟ در این راهنمای کاربردی، پیوند حافظه و بدن، محرک‌های حسی، سوگ ناتمام و تمرین‌های آرام‌کننده را می‌خوانید.

دانشجوی ایرانی در اولین روز دانشگاه کنار ورودی دانشکده؛ تصویر مرتبط با حافظه احساسی و لحظه‌های سرنوشت‌ساز

اولین روز دانشگاه؛ چرا هنوز حافظه یادش مانده

چرا «اولین روز دانشگاه» سال‌ها بعد هم در ذهن می‌ماند؟ از حافظه احساسی تا لحظه‌های سرنوشت‌ساز و تمرین نامه به گذشته برای ثبت آن در مجله خاطرات.

فردی ایرانی کنار پنجره با آینه دستی؛ نماد آینه درون و تبدیل خاطرات خجالت‌آور به پذیرش خود و مدیریت شرم

خاطرات خجالت‌آور؛ آینه‌ای که ضعف‌های انسانی‌مان را بی‌رحمانه نشان می‌دهد

خاطرات خجالت‌آور مثل آینه درون عمل می‌کنند: زنگ خطر بقا، مرزهای شکننده و نیازهای دیده‌نشده را نشان می‌دهند؛ راهی برای پذیرش خود و کاهش نشخوار ذهنی.

فردی در حال نوشتن داستان کوتاه برای سوگ کنار پنجره، با اشک آرام و یادگاری کوچک؛ روایت رهایی از شرم و مواجهه با فقدان

سوگی که حرف ندارد؛ چگونه با نوشتن داستان، بگذاریم اشک‌ها بمانند به یادگار رهایی نه شرم؟

سوگی که حرف ندارد را می‌شود با داستان کوتاه و نوشتن صحنه‌محور آرام‌تر کرد؛ جایی که اشک‌ها به یادگار رهایی می‌مانند، نه شرم.

شخصی در حال پیاده‌روی در شهری ایرانی با نقشه‌ی قدیمی در دست؛ نماد تغییر شهر و پل‌زدن با خاطره‌درمانی بین گذشته و امروز_مجله خاطرات

وقتی شهر عوض می‌شود و ما جا می‌مانیم؛ چگونه خاطره‌درمانی می‌تواند پل بسازد؟

وقتی کوچه‌ها و کافه‌ها عوض می‌شوند، ما هم در نقشه‌ی تازه گم می‌شویم. این مقاله با تمرین‌های خانگی خاطره‌درمانی، پلی میان شهر قدیم و جدید می‌سازد.

جوان ایرانی در کافه شهری در لحظه‌های خجالت‌آور با حس پذیرش و کاهش شرم؛ تصویر مرتبط با خاطرات خجالت‌آور مشترک و اثر نورافکن

لحظه‌هایی که دوست داشتیم زمین دهان باز کند؛ خاطرات خجالت‌آور مشترک ما

چرا فکر می‌کنیم در «لحظه‌های خجالت‌آور» تنها هستیم؟ از اثر نورافکن و آبرو تا شوخ‌طبعی سالم و راه‌های کاهش شرم و رهایی از خاطرات خجالت‌آور.