صدای زنگ آیفون قدیمی فقط یک صدا نیست؛ مرز احساسی خانه و مهمانی است. از حافظه حسی تا آیینهای استقبال، معنای این بوق را در فرهنگ ایرانی بخوانید.
یک فنجان یادگاری چگونه میتواند آیین سوگ را در دل روتینهای ایرانی جا بدهد و بدون موزهکردن زندگی، به التیام فقدان و زندهماندن خاطره کمک کند؟
آزادی درونی یعنی گذشته هنوز هست، اما فرمانروایی نمیکند؛ با نشانهها، مرزبندیها و تمرینهای روزانه ذهن از قفس خودش بیرون میآید.
بچهاول بودن یعنی یک روز، با آمدن خواهر یا برادر، نقشها عوض میشود. این متن از جابهجایی احساسی، مسئولیت خاموش و تغییر تصویر از خود میگوید.
چرا بعضی اشیا بعد از فقدان سنگین میشوند؟ از بلیت و کلید تا رسید؛ حافظه لمسپذیرِ غم، و راهی انسانی برای نگهداشتن یا رهاکردن.
قصههای مادربزرگ فقط داستان نیستند؛ زبان مکثها، لحنها و احساسها هستند که حافظه خانوادگی را منتقل میکنند و ما را به ریشهها وصل میکنند.
چرا یک لقمه پیاز داغ میتواند ما را سریعتر از هر دلیل منطقی به کودکی و خانه برگرداند؟ روایت روانفرهنگیِ حافظه چشایی در آشپزخانه ایرانی.
اولین ارائه کلاسی فقط یک تکلیف نیست؛ آستانهای است که اضطراب، بدن و هویت را روبهروی هم میگذارد و مسیر بزرگشدن را روشنتر میکند.
«ببین بچهی فلانی…» فقط یک جمله نبود؛ مقایسهای بود که سالها در ذهن تکرار شد و روی عزت نفس، انتخابها و هویت بزرگسالی اثر گذاشت.
حافظه بدن چیست و چرا پاها گاهی قبل از فکر کردن، مسیرهای آشنا را پیدا میکنند؟ نگاهی انسانی و علمی به ناوبری ناخودآگاه و خاطرههای حرکتی.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405