آیین پایان دادن یعنی خداحافظی را طوری طراحی کنیم که خاطره کامل، قابل نگه داری و بی زخم بماند؛ از پایان روز و سفر تا پایان دورهمی و رابطه.
مقایسههای خانوادگی، بیسروصدا درون ما جا میگیرند و بعدها به صدای سرزنش تبدیل میشوند؛ روایتی فرهنگی-روانی از رسوب احساس و خاطره.
تحلیلی فرهنگی از موسیقی مراسم ایرانی؛ از عروسی تا عزا، و اینکه چگونه نغمهها ریتم جمعی، نقشها و زمانبندی احساسات ما را سامان میدهند.
معنی و ریشه اسم افروز را با نگاهی خاطرهمحور بخوانید؛ روایتی آرام از نوری که بیصدا میماند و پرسشهایی برای زندهکردن یادها.
چرا بعضی آدمها زود از یاد میروند؟ نگاهی روانشناختی به حضور، اثر عاطفی، نقش روایی و تأثیر شبکههای اجتماعی بر ماندگاری آدمها.
دوست نامرئی فقط خیالبافی نبود؛ یک همبازی برای قصهسازی، قانونچینی و بازی با زبان بود. ردّش را در خانه و کوچههای ایران دنبال میکنیم.
اسم وفا یعنی ماندن وقتی رفتن آسانتر بود؛ در این مطلب، ریشه و حس این نام را میخوانید و با چند پرسش خاطرهبرانگیز، روایت خودتان را پیدا میکنید.
سفر خانوادگی وقتی سه نسل کنار هم راه میافتند، فقط جابهجایی نیست؛ میدان تفاوت نگاههاست. این مقاله از سه لنز احساسی، سفر را روایت میکند.
یخ در بهشت آبی فقط یک خوراکی خنک نیست؛ خاطرهای شهری از ظهرهای داغ، صدای دستگاه، لیوانهای پلاستیکی و رنگ آبی که هنوز مزه کودکی میدهد.
در کوچههای خاکی یزد، باد کویری فقط هوا نیست؛ کنشگری است که حرکت بدنها، آستانه خانهها، سایه، صدا و سکوت را تنظیم میکند و ریتم روزمره میسازد.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405