نویسنده: نوید اسفندیاری

غروب دهه ۶۰ در کوچه ایرانی با نور چراغ نفتی، رادیو روی طاقچه، بخار چای و سایه‌های بلند روی کف سیمانی؛ بازنمایی بوی نفت، صدای رادیو و سکوت محله._مجله خاطرات

غروب‌های دهه‌۶۰؛ چرا بوی نفت، صدای رادیو و سکوت محله یک حس مشترک بود؟

تحلیل روایی از غروب‌های دهه ۶۰ ایران: چگونه بوی نفت، صدای رادیو و سکوت محله با آیین‌های کوچک خانگی و همسایگی، حس مشترک و حافظه جمعی ما را شکل دادند.

چشم‌انداز نوستالژیک از چرخ خیاطی دستی روی میز چوبی در خانهٔ ایرانی با پارچهٔ توری، دکمه‌های رنگی و متر خیاطی؛ تجسم ریتم تیک‌تاک و خاطرات

چرخ خیاطی دستی؛ ریتم تیک‌تاکی که لباس و خاطره می‌دوخت

چرخ خیاطی دستی و ریتم تیک‌تاکش چگونه لباس و خاطرات خانه‌های ایرانی را شکل داد؟ از روان‌شناسی یاد تا نگهداری و بازآفرینی این میراث خانگی.

آیین خرمن‌کوبی در گرمای تیر با لایه‌های خاک طلایی، داس‌های براق، همکاری نسل‌ها و ریتم آواز کار در روستای ایران..مجله خاطرات

آیین خرمن‌کوبی در گرمای تیر؛ خاک طلایی، داس‌های براق و آواز کار

روایتی بافت‌محور از آیین خرمن‌کوبی در گرمای تیر: خاک طلایی، داس‌های براق، تقسیم وظایف نسل‌ها و نقش آواز کار در نظم‌دهی و اقتصاد معیشتی روستا.

گذار بصری از بازار سنتی ایران با حجره‌ها و ادویه تا پاساژ مدرن با ویترین شیشه‌ای و فودکورت؛ مقایسهٔ بازارها و پاساژها و نقش آن‌ها در خاطرات شهری

بازارها و پاساژها؛ از حجره‌های قدیم تا شیشه‌های مدرن

بازارها و پاساژها؛ از حجره‌های قدیم تا شیشه‌های مدرن: روایتی حسی و تحلیلی از تغییر فضا، نور، صدا و رفتار خرید در ایران و نقش آن‌ها در ساختن خاطرات شهری.

نمک‌پاش نقره‌ای روی سفره‌ی ایرانی با نان سنگک، برنج زعفرانی و خورش زیر نور زرد آشپزخانه؛ نماد مهمان‌نوازی و نوستالژی سفره

نمک‌پاش نقره‌ای؛ جزئی کوچک از سفره‌های بزرگ و مهمان‌نواز

نمک‌پاش نقره‌ای؛ جزئی کوچک اما پرمعنا روی سفره‌ی ایرانی. از نور زرد آشپزخانه تا صدای قاشق، روایتگر آداب، باورها و مهمان‌نوازی و خاطره‌های جمعی خانواده.

حیاط حمام قدیمی محله با حوض کاشی فیروزه‌ای، سطل‌های آلومینیومی، دمپایی‌های قرمز و بخار صبح زمستان؛ روایت نوستالژیک از حمام عمومی و آیین‌های محلی.مجله خاطرات

حیاط حمام قدیمی محل؛ سطل‌های آلومینیومی، دمپایی‌های قرمز و بخار صبحی زمستان

روایتی قوم‌نگارانه از حیاط حمام قدیمی محله؛ حوض وسط، سطل‌های آلومینیومی، دمپایی‌های قرمز و بخار زمستان، و نقش این فضا در بدن، آیین و پیوندهای محلی.

بلیت قطار قدیمی که با جوهر آبی و مهرهای قرمز دست‌نویس تاریخ، بر روی مقوای زبر و خش‌خش‌دار. مجله خاطرات

بلیت‌های قدیمی قطار؛ تکه‌های مقوایی از سفرهای بی‌شتاب

بلیت‌های قدیمی قطار چگونه به «شیء حافظه» بدل شدند؟ از بافت مقوا و مهر و دست‌خط تا روایت‌های خانوادگی و دانشجویی؛ مقایسه‌ای خواندنی با بلیت دیجیتال امروز.

کوچه بن‌بست با نور عصرگاهی نرم که بر دیوارهای کاه‌گلی و نیمه‌پوشیده تابیده است. یک سکوی سیمانی کوچک کنار در ورودی، گلدان‌های یاس در گوشه‌ها و یک صندلی حصیری بیرون قرار دارد. مجله خاطرات

کوچه‌ی بن‌بست؛ معماری صمیمیت در شهر شلوغ

کوچه‌ی بن‌بست در شهر شلوغ بن‌بست نیست؛ جایی برای بازی نور، آکوستیک صدا و مناسک دیدار. این یادداشت از معماری صمیمیت و راه‌حل‌های احیای آن می‌گوید.

نمایی نوستالژیک از داخل سینمای قدیمی ایران با صندلی‌های مخمل قرمز، پرتو آپارات در فضای غبارآلود و معماری قوسی؛ تمرکز بر نور، صدا و تجربه‌ جمعی تماشاگران.مجله خاطرات

سینماهای قدیمی؛ سالن‌هایی که زندگی ما را فریم‌به‌فریم ثبت کردند

سینماهای قدیمی ایران چگونه با معماری، نور و صدا، حافظه‌ جمعی ما را شکل دادند؟ روایتی تحلیلی از فضای سالن‌ها، رفتارهای تماشاگران و راه‌حل‌های پاسداری از این میراث نوستالژیک.

کودکی روی بام خانهٔ کاه‌گلی در غروب تابستان، نگاه به تپه‌ها و گلهٔ گوسفند؛ تداعی نغمه چوپانی و صدای نی در حافظه شنیداری کودکی.مجله خاطرات

کودکی با صدای نی چوپان؛ ملودی‌هایی که از پشت تپه‌ها می‌آمد و عصر را آرام می‌کرد

روایتی اتنوگرافیک از نغمه چوپانی و صدای نی که عصرهای تابستان را آرام می‌کرد؛ تحلیل نقش آن در حافظه شنیداری کودکی و مقایسه با تجربه امروز.