دسته: زمان و حافظه جمعی

تصویر نوستالژیک از یک عصر دهه ۷۰ ایران: نوار VHS، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک

دهه‌ی هفتاد؛ ویدئوکلوب، تلفن ثابت، قرار عصرانه در پارک

مردم‌نگاری یک عصر دهه هفتادی با سه نشانه آشنا: ویدئوکلوب، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک؛ از انتخاب فیلم تا اخلاق تماس و ریتم صبر.

17 اردیبهشت 1405
هواداران در حال بالا رفتن از پله‌های استادیوم و نفس‌نفس زدن قبل از سوت شروع بازی فوتبال در ایران

پله‌های استادیوم و نفس تند قبل سوت شروع

روایت مردم‌نگارانه از پله‌های استادیوم، ازدحام ورودی‌ها، کدهای نانوشته سکوها و نفس تند قبل از سوت شروع؛ خاطره‌ای از هیجان و احترام.

17 اردیبهشت 1405
صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه در کوچه باریک؛ بخار نفس زمستانی و کیف مدرسه روی زانو

«ژیان» و صدای ریز موتور در صبح‌های مدرسه

صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه چگونه زمان را تکه‌تکه می‌کرد و خاطره می‌ساخت؟ روایتی مردم‌نگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.

17 اردیبهشت 1405
بخار و بوی آش در دالان‌های بازار بزرگ تهران؛ روایت خوراک و حافظه و خاطره‌های خانه‌های قدیمی

بوی آش در بازار بزرگ، خاطره‌ها را تکان داد

روایت مردم‌نگارانه‌ای از بازار بزرگ تهران؛ جایی که بوی آش، مسیر دالان‌ها و چانه‌زنی‌ها را به خانه‌های قدیمی وصل می‌کند و خاطره را بیدار نگه می‌دارد.

15 اردیبهشت 1405
ترکیب سایه درختان و آبراهه در یک باغ ایرانی در بعدازظهر تابستان؛ فضایی خنک و خاطره‌ساز برای قدم زدن و مکث خانوادگی

نسبت سایه و آب در باغ‌های ایرانی

نسبت سایه و آب در باغ‌های ایرانی فقط زیبایی نیست؛ یک فناوری خنک‌کننده و یک آداب معاشرت است که خاطره جمعی، مکث خانوادگی و آرامش می‌سازد.

"پاکت نارنجی پفک روی نیمکت چوبی در حیاط مدرسه، دست‌های نارنجی، یادآور خاطرات زنگ تفریح"

«پفک اشی‌مشی» و نیمکت چوبی حیاط مدرسه

روایت و تحلیل مردم‌نگارانه از پفک اشی‌مشی روی نیمکت چوبی حیاط مدرسه؛ از دست‌های نارنجی تا قانون‌های نانوشته تقسیم‌کردن و خاطره‌سازی جمعی.

7 اسفند 1404
ایستگاه اتوبوس در ایران؛ آدم هایی که در فضای تعلیق میان خانه و مقصد منتظرند و نظم نانوشته شهری را زندگی می کنند

ایستگاه‌های اتوبوس؛ مکانی که زندگی منتظر می‌ماند

ایستگاه اتوبوس فقط محل عبور نیست؛ فضای تعلیق میان خانه و مقصد است. روایتِ بدن‌ها، سکوت‌ها و نظم نانوشته شهری در انتظار.

میز چوبی خاطره‌دار در یک کافه ایرانی با نور طبیعی و فنجان قهوه؛ نمادی از کافه‌های خاطره‌دار و تاریخ داشتن بعضی میزها

کافه‌های خاطره‌دار؛ چرا بعضی میزها تاریخ دارند؟

چرا بعضی میزهای کافه «تاریخ» پیدا می‌کنند؟ این مقاله نشان می‌دهد چگونه تکرار روتین‌های کوچک، صداها، کُدهای نشستن و زمان‌لایه‌ها یک میز را خاطره‌دار می‌کند.

2 اسفند 1404
تصویر محله ایرانی در غروب با جمع کوچک کنار نانوایی؛ نمادی از رهایی و شکل‌گیری خاطره جمعی در روایت‌های روزمره_مجله خاطرات

روایت رهایی؛ وقتی تاریخ، خاطره‌ی جمعی می‌شود

این روایت قوم‌نگارانه نشان می‌دهد «رهایی» چگونه از یک رخداد تاریخی عبور می‌کند و در تکرار روایت‌ها، بدن‌ها، سکوت‌ها و ریتم محله، خاطره جمعی می‌شود.

ویترین یک مغازه قدیمی ایرانی با شیشه موج دار و برچسب قیمت دست نویس؛ معماری خاطره در خرید روزمره_مجله خاطرات

مغازه‌های قدیمی؛ معماری خاطره در ویترین‌های ساده

مغازه های قدیمی با ویترین ساده و آیین های خرید، مثل معماری نامرئی حافظه عمل می کنند؛ جایی که اعتماد، سلام، بوها و ابزارها خاطره می سازند.