زمان و حافظه جمعی

دست های دو نفر در مجلس سوگ با حال و هوای کردی؛ تصویر نمادین از واژه «هاوار» به عنوان صدای اندوه و فراخوان

«هاوار» در گویش کردی چه اندوهی را صدا می‌زند؟

«هاوار» در گویش کردی فقط یک واژه نیست؛ فریادی است میان سوگ، دلتنگی و هشدار. این مقاله نقش عاطفی و اجتماعی هاوار را در موقعیت‌های واقعی بررسی می‌کند.

تصویر سه صحنه از ایران که بیان‌های مختلف مهربانی را نشان می‌دهد؛ از قربانِت و تعارف چای تا سکوت گرم کویر و نگاه‌های معنادار.

از «قربانِت» بلوچی تا سکوت گرم کویر

سفر یک تعبیر مهربانانه در ایران؛ از «قربانِت» در جنوب‌شرق تا مهربانی‌های کم‌حرفِ کویر. سه صحنه میدانی، جدول مقایسه، واژه‌نامه و پرسش‌های متداول.

گذار از قناعت تا وفور انتخاب در خرید روزمره ایرانی؛ مقایسه لیست کاغذی با خرید آنلاین و قفسه‌های پر از گزینه‌ها

از قناعت تا انتخاب‌های بی‌پایان؛ تماشای دگرگونی دهه‌ها

روایتی میدانی از گذار ایرانی‌ها از قناعت و خریدهای محدود تا وفور انتخاب در سوپرمارکت و فروشگاه آنلاین؛ آزادی بیشتر یا اضطراب تصمیم؟

19 اردیبهشت 1405
سالن انتظار فرودگاه با صندلی‌های ردیفی، چمدان و فنجان قهوه؛ روایت مکان تعلیق و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه؛ سالن انتظار و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه جایی است میان رفتن و ماندن؛ سالن انتظار با صندلی‌های ردیفی، شماره گیت، بوی قهوه و جمله‌های نصفه‌کاره‌ای که خاطره می‌سازند.

19 اردیبهشت 1405
تصویر نوستالژیک از یک عصر دهه ۷۰ ایران: نوار VHS، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک

دهه‌ی هفتاد؛ ویدئوکلوب، تلفن ثابت، قرار عصرانه در پارک

مردم‌نگاری یک عصر دهه هفتادی با سه نشانه آشنا: ویدئوکلوب، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک؛ از انتخاب فیلم تا اخلاق تماس و ریتم صبر.

17 اردیبهشت 1405
هواداران در حال بالا رفتن از پله‌های استادیوم و نفس‌نفس زدن قبل از سوت شروع بازی فوتبال در ایران

پله‌های استادیوم و نفس تند قبل سوت شروع

روایت مردم‌نگارانه از پله‌های استادیوم، ازدحام ورودی‌ها، کدهای نانوشته سکوها و نفس تند قبل از سوت شروع؛ خاطره‌ای از هیجان و احترام.

17 اردیبهشت 1405
صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه در کوچه باریک؛ بخار نفس زمستانی و کیف مدرسه روی زانو

«ژیان» و صدای ریز موتور در صبح‌های مدرسه

صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه چگونه زمان را تکه‌تکه می‌کرد و خاطره می‌ساخت؟ روایتی مردم‌نگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.

17 اردیبهشت 1405
بخار و بوی آش در دالان‌های بازار بزرگ تهران؛ روایت خوراک و حافظه و خاطره‌های خانه‌های قدیمی

بوی آش در بازار بزرگ، خاطره‌ها را تکان داد

روایت مردم‌نگارانه‌ای از بازار بزرگ تهران؛ جایی که بوی آش، مسیر دالان‌ها و چانه‌زنی‌ها را به خانه‌های قدیمی وصل می‌کند و خاطره را بیدار نگه می‌دارد.

15 اردیبهشت 1405
ترکیب سایه درختان و آبراهه در یک باغ ایرانی در بعدازظهر تابستان؛ فضایی خنک و خاطره‌ساز برای قدم زدن و مکث خانوادگی

نسبت سایه و آب در باغ‌های ایرانی

نسبت سایه و آب در باغ‌های ایرانی فقط زیبایی نیست؛ یک فناوری خنک‌کننده و یک آداب معاشرت است که خاطره جمعی، مکث خانوادگی و آرامش می‌سازد.

"پاکت نارنجی پفک روی نیمکت چوبی در حیاط مدرسه، دست‌های نارنجی، یادآور خاطرات زنگ تفریح"

«پفک اشی‌مشی» و نیمکت چوبی حیاط مدرسه

روایت و تحلیل مردم‌نگارانه از پفک اشی‌مشی روی نیمکت چوبی حیاط مدرسه؛ از دست‌های نارنجی تا قانون‌های نانوشته تقسیم‌کردن و خاطره‌سازی جمعی.

7 اسفند 1404