پرترهای از مرد چراغدار؛ نمادی از همدلی محله و آیینهای همسایگی. از چراغ نفتی تا سنسور حرکتی، قصههای شبانه و ایدههای کمهزینه برای روشنکردن دل و کوچه.
روایتی شاعرانه و تحلیلی از «کفش جلو در» بهعنوان آیینی ایرانی؛ نمادی از احترام، پاکی فضا و عبور از رسمیّت به صمیمیت. از آستانهی خانه تا آستانهی دل.
چرا چایخانه هنوز زنده است؟ چایخانهها، یا همان قهوهخانههای سنتی که به تدریج نام و کارکردشان تغییر یافت، هنوز هم در بافت اجتماعی ایران حضوری زنده دارند. آنها فراتر از یک محل برای نوشیدن چایاند؛…
وقتی از یادگار محلهها سخن میگوییم، منظور فقط کوچههای باریک و دیوارهای کاهگلی نیست؛ بلکه منظور بخشی از حافظهٔ جمعی است که در هر نسل منتقل شده است. در این کوچهها، همهمهٔ بچهها هنگام بازی،…
وقتی یک کوچه تبدیل به خاطره جمعی میشود در فرهنگ ایرانی، کوچهها همیشه فراتر از یک مسیر باریک برای عبور بودهاند؛ آنها بخشی از زندگی روزمره، همسایگی و خاطرههای مشترک بودهاند. اصطلاح کوچه آشتیکنان دقیقاً…
نان محلی روی ساج در صبحهای روستایی؛ چگونه عطر و طعم خاطره میسازد
تاریخ انتشار: 20 مرداد 1405
زیر برج آزادی، عکس یادگاری و خندههای از ته دل
تاریخ انتشار: 20 مرداد 1405
دنیز؛ آیا نامی میتواند بوی دریا بدهد؟
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
مشروطی و تجدید؛ لحظهای که فهمیدم «نمیشود» هم واقعی است
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
تابستانهای طولانی؛ چرا زمان در کودکی کش میآید؟
تاریخ انتشار: 12 مرداد 1405