با آیینهای فصلی، برای هر فصل یک «نشانه» ساده بسازید تا با بو، رنگ، شیء و یک ژست تکرارشونده، خاطرهها بیزور و طبیعی برگردند.
جشن خرمن، آیینی کشاورزی و جشن روستایی است که پایانِ رنجِ کار را به شادی بدل میکند؛ از ریتم داس تا تقسیم محصول و سفرهی جمعی.
خاطرههای جمعی ایرانیها از بوها و صداهای آشنا تا آیینها و لحظههای اجتماعی؛ روایتی از حافظه مشترک که نسلها را به هم وصل میکند.
هدیههای کوچک عید در خانههای ایرانی، اقتصاد پنهانی محبتاند؛ جایی که ارزش با زمانبندی، عطرها و رد احساس سنجیده میشود، نه با پول.
چرا بعضی ماهها در ایران خاطرهها را بیشتر فعال میکنند؟ از تغییر هوا و تقویم مدرسه تا بوها و آیینهای محلهای، ریتم بازگشتها را بررسی میکنیم.
دوستیهای فرسوده را با آیینهای کوچک و کمفشار ترمیم کنید: نشانههای خستگی رفاقت، پیامهای آماده، طراحی محیط دیدار و ۶ ریتوال ۱۵ تا ۶۰ دقیقهای.
روایت مردم نگارانه از آیین «دندان زیر بالش» در خانه های ایرانی؛ جایی که باور، سکوت والدین و پاداش، خیال جمعی را زنده نگه می دارد.
فرشته مهربون یک آیین کوچکِ هدیه دادن بود که با شیرینی، سکوت و ناشناس ماندن کار میکرد؛ رازهایی که سالها بعد معنایشان را فهمیدیم.
سوزندوزی بلوچی را نه فقط صنایع دستی، که آیینی زنانه ببینید؛ جایی که نقش و نگار و رنگها حافظهٔ پارچه را میسازند و زمان را رام میکنند.
روایت آیین قربان در روستاهای شمال ایران؛ از بخار قابلمهها و پارچههای تمیز تا موسیقی محلی و رسم تقسیم که حافظه جمعی را زنده نگه میدارد.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405