چطور لمس و تکرارِ اشیای روزمره مثل استکان، کلید و قالی، گذشته را در حافظه جمعی ایرانیان روشن میکند؛ نه از سر دلتنگی، بلکه از پیوستگی.
موزاییکهای خیابان و حیاط را مثل آرشیو زیرپا بخوانیم؛ رد خانهها، همسایهها و آیینهای کوچک که شهر را میسازند.
چرا خطکش، ساعت یا انگشتر میتوانند یادگاریهای کوچک اما سنگینِ سوگ و فقدان باشند؟ راهی برای نوشتن، عکاسی و آرشیو خاطره در اشیا.
هشتگهای سوگ در شبکههای اجتماعی میتوانند شاهد، همدلی و حس تعلق بسازند؛ اما گاهی زخم را با مقایسه، قضاوت و یادآوری الگوریتمی باز نگه میدارند.
خاطره سازی در روزهای معمولی با حضور ذهن ممکن میشود؛ با چند ریزآیین ۳۰ ثانیهای تا ۵ دقیقهای، لحظهها را ثبت کنید بدون افراط در عکاسی.
کتلتِ روغنگرفته در قابلمه لعابی فقط یک غذا نیست؛ آیینی خانگی در ظهرهای تابستان است که بویش از آشپزخانه تا حیاط میدود و نقشها را تقسیم میکند.
بازارچههای صنایعدستی فقط محل خرید نیستند؛ صحنهٔ اقتصاد خرد و تئاتر هویتاند. در این تحلیل میبینیم چرا ارزشِ دستساز همیشه در قیمت جا نمیشود.
شکلات عیدی، نقل و سکه فقط شیرینی نبودند؛ یک اقتصاد کوچکِ کودکی بودند که در دیدوبازدیدها، ارزشگذاری، تعارف و قواعد حضور در جمع را یادمان میدادند.
دوختهای محلی فقط لباس نبودند؛ نقشهٔ اقلیم و رسانهٔ هویت جمعی بودند. از رنگ و چین تا سوزندوزی، رد باد و کار روزانه را بخوانیم.
میانسالی در آشپزخانهٔ ایرانی جایی است که خستگی، مراقبت و غرور در صدای قلقل چای و مزهکردن خورش به خاطره تبدیل میشود.
کتابهای دستبهدست؛ مسیر یک رمان از یک نسل تا نسل بعد
تاریخ انتشار: 21 بهمن 1404
راضیه؛ نامی آرام برای دلِ راضی و خاطرههای صبورانه
تاریخ انتشار: 21 بهمن 1404
دوست خیالی کودکی؛ خاطرهای که هنوز کارکرد دارد
تاریخ انتشار: 21 بهمن 1404
خاطرههای جمعی ایرانیها؛ چیزهایی که همه تجربه کردهاند
تاریخ انتشار: 21 بهمن 1404
سیبزمینی تنوری؛ مزهی آتش و دورهمی بیبرنامه
تاریخ انتشار: 21 بهمن 1404