حواس و خاطره

هواداران در حال بالا رفتن از پله‌های استادیوم و نفس‌نفس زدن قبل از سوت شروع بازی فوتبال در ایران

پله‌های استادیوم و نفس تند قبل سوت شروع

روایت مردم‌نگارانه از پله‌های استادیوم، ازدحام ورودی‌ها، کدهای نانوشته سکوها و نفس تند قبل از سوت شروع؛ خاطره‌ای از هیجان و احترام.

17 اردیبهشت 1405
صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه در کوچه باریک؛ بخار نفس زمستانی و کیف مدرسه روی زانو

«ژیان» و صدای ریز موتور در صبح‌های مدرسه

صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه چگونه زمان را تکه‌تکه می‌کرد و خاطره می‌ساخت؟ روایتی مردم‌نگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.

17 اردیبهشت 1405
موزه بویایی و حافظه بویایی؛ فردی ایرانی در حال بو کردن شیشه عطر یادبود برای یادآوری خاطره و سوگ

موزه‌ی بویایی: عطرهایی که آدم‌ها را زنده‌تر از عکس برمی‌گردانند

موزه بویایی یعنی جایی که یک عطر، آدم‌های رفته را زنده‌تر از عکس برمی‌گرداند؛ روایتی درباره سوگ، حافظه بویایی و راه‌های امن لمس دوباره خاطره.

17 اردیبهشت 1405
عادل فردوسی پور در برنامه 90

چرا صدای عادل فردوسی‌پور، شب‌های دوشنبه را زنده می‌کند؟

صدای عادل فردوسی‌پور برای بسیاری از ایرانی‌ها یک نشان صوتی است که شب‌های دوشنبه را به تقویم احساسی خانه‌ها پیوند می‌زند؛ از مکث‌ها و شوخی‌های ریز تا تلفظ نام‌ها.

بلیت مترو در جیب به عنوان یادگاری کوچک برای آیین خاطره سازی از رفت و آمدهای روزانه در مترو

بلیت مترو در جیب؛ یادگاری کوچک رفت‌وآمدهای روزانه

چطور بلیت یا رسید مترو را به یک یادگاری کوچک برای ثبت رفت‌وآمدهای روزانه تبدیل کنیم؛ یک آیین هفتگی ساده با نوشتن تاریخ، یک کلمه و یک حس.

بخار و بوی آش در دالان‌های بازار بزرگ تهران؛ روایت خوراک و حافظه و خاطره‌های خانه‌های قدیمی

بوی آش در بازار بزرگ، خاطره‌ها را تکان داد

روایت مردم‌نگارانه‌ای از بازار بزرگ تهران؛ جایی که بوی آش، مسیر دالان‌ها و چانه‌زنی‌ها را به خانه‌های قدیمی وصل می‌کند و خاطره را بیدار نگه می‌دارد.

15 اردیبهشت 1405
آیین‌های برف در محله‌های ایران؛ همسایه‌ها در حال پارو کردن و تعارف چای داغ در کوچه برفی

اگر برف ببارد، کدام رسم دوباره زنده می‌شود؟

برف که می‌بارد، آیین‌های کوچک محله‌ها جان می‌گیرند؛ از پارو و سلامِ دربه‌در تا خوراک‌های داغ و عکاسی از ردپاها. روایت میدانی از ایران.

13 اردیبهشت 1405
نقشه خاطرات سفر با پین‌های رنگی روی نقشه کاغذی و یادداشت احساسات برای ثبت دقیق‌تر مکان و حس

نقشه خاطرات سفر؛ ثبت مکان و احساس برای یادآوری دقیق‌تر و کاهش حس گذر زمان

نقشه خاطرات سفر یعنی ثبت مکان همراه با یک کلمه احساس. با پین‌ها و یادداشت‌های کوتاه، سفر را دقیق‌تر به یاد می‌آورید و حس گذر زمان کمتر لغزنده می‌شود.

تصویر دختری ایرانی در آشپزخانه با شیشه عسل و نور طلایی؛ مناسب مقاله نام دخترانه عسل و حس نوستالژیک آن

عسل؛ شیرینی بی‌ادعا در یک واژه‌ی کوتاه

نگاهی روایی و فرهنگی به نام دخترانه «عسل»؛ از حس و صدای این اسم تا جایگاهش در خانواده ایرانی، هم‌نشینی با نام‌های دیگر و ایده‌هایی برای ثبت خاطره.

13 اردیبهشت 1405
سمانه دختری ایرانی در حال قدم‌زدن در پیاده‌روی پاییزی زیر نور طلایی عصر، میان برگ‌های چنار و فضای آرام و نوستالژیک شهری. مجله خاطرات

سمانه؛ قدم زدن یک واژه در میان برگ‌ها

روایت حسی و طبیعت‌محور از یک اسم دخترانه؛ از صدا و رنگ و خیال تا خاطره‌های خانوادگی، کاربرد امروز و پرسش‌های رایج درباره انتخاب آن.

13 اردیبهشت 1405