برچسب: حواس و خاطره

نمای داخلی شبستان خنک با ستون‌های سنگی و نور فیلترشده؛ فضایی آرام برای مکث و جمع شدن

شبستانی خنک در پناه ستون‌های سنگی

شبستان خنک زیر ستون‌های سنگی؛ فضایی برای تنظیم بدن و جمع. از معماریِ اقلیم‌محور تا سکوت و نور فیلترشده و نسبتش با شهر امروز.

تصویر مرد جوان ایرانی کنار پنجره اتوبوس در هوای مه‌آلود با کوه‌های دور؛ روایت نوستالژیک درباره اسم پسرانه طبیعت‌محور

البرز؛ کدام خاطره پشت این کوه ساکت پنهان است؟

روایتی تصویری از اسم «البرز»؛ حس و حالش در خاطره‌های ایرانی، صدای پنهانش در خانه و مدرسه، و ایده‌هایی برای ثبت یادهایش.

31 اردیبهشت 1405
چرخ‌گوشت دستی در آشپزخانه ایرانی با دست‌های چند نفر در حال همکاری؛ روایت خاطره و تقسیم نقش در کار خانگی

چرخ‌گوشت دستی و یاد دست‌های مادر

چرخ‌گوشت دستی فقط یک وسیله نبود؛ صحنه‌ای بود برای همکاری، تقسیم نقش و گفتگوی خانوادگی. روایت مشاهده‌محور از دست‌ها، صداها و اخلاقِ کار خانگی.

سالن انتظار فرودگاه با صندلی‌های ردیفی، چمدان و فنجان قهوه؛ روایت مکان تعلیق و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه؛ سالن انتظار و جمله‌های نصفه‌کاره

فرودگاه جایی است میان رفتن و ماندن؛ سالن انتظار با صندلی‌های ردیفی، شماره گیت، بوی قهوه و جمله‌های نصفه‌کاره‌ای که خاطره می‌سازند.

19 اردیبهشت 1405
هواداران در حال بالا رفتن از پله‌های استادیوم و نفس‌نفس زدن قبل از سوت شروع بازی فوتبال در ایران

پله‌های استادیوم و نفس تند قبل سوت شروع

روایت مردم‌نگارانه از پله‌های استادیوم، ازدحام ورودی‌ها، کدهای نانوشته سکوها و نفس تند قبل از سوت شروع؛ خاطره‌ای از هیجان و احترام.

17 اردیبهشت 1405
صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه در کوچه باریک؛ بخار نفس زمستانی و کیف مدرسه روی زانو

«ژیان» و صدای ریز موتور در صبح‌های مدرسه

صدای ریز موتور ژیان در صبح‌های مدرسه چگونه زمان را تکه‌تکه می‌کرد و خاطره می‌ساخت؟ روایتی مردم‌نگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.

17 اردیبهشت 1405
موزه بویایی و حافظه بویایی؛ فردی ایرانی در حال بو کردن شیشه عطر یادبود برای یادآوری خاطره و سوگ

موزه‌ی بویایی: عطرهایی که آدم‌ها را زنده‌تر از عکس برمی‌گردانند

موزه بویایی یعنی جایی که یک عطر، آدم‌های رفته را زنده‌تر از عکس برمی‌گرداند؛ روایتی درباره سوگ، حافظه بویایی و راه‌های امن لمس دوباره خاطره.

17 اردیبهشت 1405
عادل فردوسی پور در برنامه 90

چرا صدای عادل فردوسی‌پور، شب‌های دوشنبه را زنده می‌کند؟

صدای عادل فردوسی‌پور برای بسیاری از ایرانی‌ها یک نشان صوتی است که شب‌های دوشنبه را به تقویم احساسی خانه‌ها پیوند می‌زند؛ از مکث‌ها و شوخی‌های ریز تا تلفظ نام‌ها.

بلیت مترو در جیب به عنوان یادگاری کوچک برای آیین خاطره سازی از رفت و آمدهای روزانه در مترو

بلیت مترو در جیب؛ یادگاری کوچک رفت‌وآمدهای روزانه

چطور بلیت یا رسید مترو را به یک یادگاری کوچک برای ثبت رفت‌وآمدهای روزانه تبدیل کنیم؛ یک آیین هفتگی ساده با نوشتن تاریخ، یک کلمه و یک حس.

بخار و بوی آش در دالان‌های بازار بزرگ تهران؛ روایت خوراک و حافظه و خاطره‌های خانه‌های قدیمی

بوی آش در بازار بزرگ، خاطره‌ها را تکان داد

روایت مردم‌نگارانه‌ای از بازار بزرگ تهران؛ جایی که بوی آش، مسیر دالان‌ها و چانه‌زنی‌ها را به خانه‌های قدیمی وصل می‌کند و خاطره را بیدار نگه می‌دارد.

15 اردیبهشت 1405