چرا خاطرات خجالتآور چسبندهتر از خاطرات خوباند؟ از شرم و حافظه تا نشخوار ذهنی و توهم دیدهشدن؛ با راهکارهای عملی برای آشتی با این خاطرات.
اسم اردشیر، با ریشهای کهن و معنایی شاهانه، حسی از قدرت آرام و اصالت میدهد؛ در این متن نوستالژیک، خاطرهها و ترکیبهای خوشآوا را مرور میکنیم.
زلیخا نامی است که عشق و پایداری را در قصههای کهن زنده میکند؛ از روایت یوسف و زلیخا تا تداعیهای امروزیِ صبر، دلدادگی و بازگشت به خود.
در «ادبیات آپارتمانی» صحنهی داستان از کوچهی خاکی و حیاط مشترک به آسانسور، بالکن کوچک و پنجرههای رو به برج منتقل شده است؛ این جابهجایی چه تغییری در تنهایی، همسایگی و خاطرهسازی ایرانیها ایجاد کرده است؟
معنی اسم نازنین، ریشه و حس عاشقانهاش را بخوانید؛ از ترکیب اسم نازنین با اسم دوم تا روایت کوتاه و پرسشهایی برای خاطرهسازی در مجله خاطرات.
خاطرات خجالتآور مثل آینه درون عمل میکنند: زنگ خطر بقا، مرزهای شکننده و نیازهای دیدهنشده را نشان میدهند؛ راهی برای پذیرش خود و کاهش نشخوار ذهنی.
سوگی که حرف ندارد را میشود با داستان کوتاه و نوشتن صحنهمحور آرامتر کرد؛ جایی که اشکها به یادگار رهایی میمانند، نه شرم.
انوشه یعنی شادیِ ماندگار؛ نامی کمیاب و خاص که مثل یک لبخند آرام در حافظه مینشیند. در این روایت، حس و خاطرههای پنهانِ انوشه را لمس میکنیم.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405