طعم‌های ماندگار

لیوان یخ در بهشت آبی در دست کنار دکه پارک در ظهر تابستان؛ روایت نوستالژی و خنکی در شهر

یخ در بهشت آبی؛ رنگ کودکی در گرمای ظهر تابستان

یخ در بهشت آبی فقط یک خوراکی خنک نیست؛ خاطره‌ای شهری از ظهرهای داغ، صدای دستگاه، لیوان‌های پلاستیکی و رنگ آبی که هنوز مزه کودکی می‌دهد.

پیاز داغ در حال سرخ شدن روی اجاق گاز در آشپزخانه ایرانی؛ نماد حافظه چشایی و طعم‌های ماندگار

یک لقمه، یک دوران: حافظه‌ی چشایی چرا از عقل لجبازتر است؟

چرا یک لقمه پیاز داغ می‌تواند ما را سریع‌تر از هر دلیل منطقی به کودکی و خانه برگرداند؟ روایت روان‌فرهنگیِ حافظه چشایی در آشپزخانه ایرانی.

27 بهمن 1404
شیشه مربای هویج خانگی روی سفره صبحانه ایرانی کنار نان بربری، کره و استکان چای

مربای هویج شیشه‌ای؛ شیرینی زمان‌های ساده‌تر

مربای هویج شیشه‌ای فقط یک شیرینی نیست؛ روایتی از صبحانه ایرانی، مرباپزی خانه، اقتصاد ذخیره و تفاوت مزه خانگی و صنعتی در امروز است.

ساندویچ کالباس قدیمی با نان باگت نیمه‌گرم در کاغذ روغنی، همراه خیارشور و گوجه؛ روایت نوستالژیک ساندویچی‌های محلی

ساندویچ کالباس قدیم؛ خاطره‌ی نان باگت نیمه‌گرم

ساندویچ کالباس قدیم با نان باگت نیمه‌گرم، کاغذ روغنی و سس و خیارشور؛ روایتی مردم‌نگار از زبان سفارش‌دادن تا ترس‌های غذایی امروز.

گاری بلال کبابی در بازار تجریش با جمعی از رهگذران؛ روایت آیین خوردن بلال در میدان تجریش تهران

بلال بازار تجریش؛ لقمه‌ای که تهران را مزه‌دار می‌کند

روایتی مردم‌نگارانه از بلال بازار تجریش: از بوی ذرت کبابی و ریتم صف تا زبان بدن خریداران و جایگاه این لقمه در خاطره جمعی تهران.

سفره و آشپزخانه‌ی ایرانی با نمادهای غذاهای فصلی: آش‌رشته‌ی بهاری، سکنجبین و هندوانه‌ی تابستانی، کدو و لبو و انار پاییزی و آبگوشت زمستانی؛ روایتی نوستالژیک از طعم‌های ایرانی.مجله خاطرات

غذاهای فصلی؛ خوراک‌هایی که با آمدن فصل‌ها در خانه‌ها می‌چرخیدند

سفری نوستالژیک در چهار فصل آشپزخانه‌های ایرانی؛ از آش‌رشته و سبزی‌های بهاری تا کدو، لبو و خوراک‌های چرب زمستانی، با روایتی مردم‌نگارانه و معطر به خاطره.

صبح عید قربان در روستاهای شمال ایران با قابلمه بخارآلود، پارچه‌های تمیز و تقسیم غذا؛ نمادی از آیین قربان و حافظه جمعی

آیین قربان در روستاهای شمالی؛ غذا، لباس، موسیقی و حافظه جمعی

روایت آیین قربان در روستاهای شمال ایران؛ از بخار قابلمه‌ها و پارچه‌های تمیز تا موسیقی محلی و رسم تقسیم که حافظه جمعی را زنده نگه می‌دارد.

کتلت‌های روغن‌گرفته در قابلمه لعابی در آشپزخانه ایرانی در ظهر تابستان، همراه با بوی سرخ‌کردنی و چیدمان سفره

کتلت روغن‌گرفته در قابلمه لعابی؛ بوی نمناک ظهرهای تابستان

کتلتِ روغن‌گرفته در قابلمه لعابی فقط یک غذا نیست؛ آیینی خانگی در ظهرهای تابستان است که بویش از آشپزخانه تا حیاط می‌دود و نقش‌ها را تقسیم می‌کند.

تصویر شاخص دستورهای سادهٔ سفره‌های بومی؛ دفترچهٔ دست‌نویس مادربزرگ کنار سماور مسی، نان سنگک، پنیر محلی و سبزی برای حفظ طعم‌های بومی و خاطرات

دستورهای ساده از سفره‌های بومی؛ طعم‌هایی که حفظشان حیاتی است

دستورهای سادهٔ سفره‌های بومی با روایت نوید اسفندیاری؛ از صبحانه‌های محلی تا خوراک‌های کارگری. چرا حفظ این طعم‌ها یعنی حفظ زبان محلی و حافظهٔ جمعی.