گاهی یک بو یا طعم ساده میتواند بدون هیچ مقدمهای ما را به سالهای دور ببرد. شاید کافی باشد صبحی آرام، بوی نان تازه از نانوایی محله بلند شود و کنار آن شیشهای از مربای…
لقمههای مادر فقط غذا نبودند؛ جغرافیای کیف مدرسه، امضای دست و مناسبات بوفه را در خود داشتند. روایتی از طعم، قضاوت و تغییر امروز.
حافظه چشایی ایرانی چگونه با یک لقمه روشن میشود؟ در این روایت تحلیلی، طعم را بهعنوان هویت، خانه و بازگشت بررسی میکنیم و تمرینهایی برای ثبت آن میدهیم.
روایت مردمنگارانه از فلافل و بندریِ بوفه مدرسه؛ اقتصاد پول خرد، صف و بوی روغن، هیجان زنگ تفریح و تغییرات نسل جدید در طعم و بهداشت.
نقشه خاطرات سفر یعنی ثبت مکان همراه با یک کلمه احساس. با پینها و یادداشتهای کوتاه، سفر را دقیقتر به یاد میآورید و حس گذر زمان کمتر لغزنده میشود.
روایت و تحلیل مردمنگارانه از پفک اشیمشی روی نیمکت چوبی حیاط مدرسه؛ از دستهای نارنجی تا قانونهای نانوشته تقسیمکردن و خاطرهسازی جمعی.
یخ در بهشت آبی فقط یک خوراکی خنک نیست؛ خاطرهای شهری از ظهرهای داغ، صدای دستگاه، لیوانهای پلاستیکی و رنگ آبی که هنوز مزه کودکی میدهد.
چرا یک لقمه پیاز داغ میتواند ما را سریعتر از هر دلیل منطقی به کودکی و خانه برگرداند؟ روایت روانفرهنگیِ حافظه چشایی در آشپزخانه ایرانی.
مربای هویج شیشهای فقط یک شیرینی نیست؛ روایتی از صبحانه ایرانی، مرباپزی خانه، اقتصاد ذخیره و تفاوت مزه خانگی و صنعتی در امروز است.
ساندویچ کالباس قدیم با نان باگت نیمهگرم، کاغذ روغنی و سس و خیارشور؛ روایتی مردمنگار از زبان سفارشدادن تا ترسهای غذایی امروز.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405