برندهای ایرانی چطور از یک کالا به نشانه تعلق تبدیل میشوند؟ روایتی مردمنگارانه از خانه، محله و حافظه جمعی؛ با جدول و پرسشهای متداول.
مرغ سحر چرا هنوز در حافظه جمعی ایرانیها زنده است؟ خوانشی از رمزگان صدا، صبح، رادیو و نوستالژی؛ و اینکه کدام «صبح دور» را دوباره میآورد.
دنداندردهای شبانه فقط درد نیستند؛ یک جور ماشهاند برای خاطرهها. روایتی روان-فرهنگی از بیقراری نیمهشب و آنچه از ما به یاد میماند.
روایتی نوستالژیک از یک اسم پسرانه که با صدای قدم های استوار در راهروی خانه قدیمی گره خورده؛ از کودکی تا بزرگسالی، با کپسول زمان.
مردمنگاری یک عصر دهه هفتادی با سه نشانه آشنا: ویدئوکلوب، تلفن ثابت و قرار عصرانه در پارک؛ از انتخاب فیلم تا اخلاق تماس و ریتم صبر.
صدای ریز موتور ژیان در صبحهای مدرسه چگونه زمان را تکهتکه میکرد و خاطره میساخت؟ روایتی مردمنگارانه از کوچه، بخار دهان، بوی بنزین و نگاه محله.
حلب روغن در انباری خانههای قدیم فقط یک ظرف نبود؛ نشانهای از اقتصاد خانه، ترس از کمبود و فرهنگی که از دل ذخیرهسازی، خاطره میساخت.
صدای عادل فردوسیپور برای بسیاری از ایرانیها یک نشان صوتی است که شبهای دوشنبه را به تقویم احساسی خانهها پیوند میزند؛ از مکثها و شوخیهای ریز تا تلفظ نامها.
نوستالژی گاهی جان میدهد، گاهی جان میگیرد. مرز نوستالژی سالم و فرساینده کجاست؟ نشانهها، علتها و راههای بازگشت به اکنون را بخوانید.
صداها مثل زنگ آیفون، سوت کتری و بوق خیابان یک «نقشه صوتی» از زندگی میسازند. ببینید حافظه چگونه با صدا فعال میشود و چطور آگاهانه از آن استفاده کنیم.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405