پردههای توری سفید در خانههای قدیمی، نور را نرم میکنند و حس امنیت عاطفی میسازند؛ روایتی آهسته از پارچه، سکوت، خاطره و خانه ایرانی.
پلههای سیمانی پشتبام در خانههای ایرانی، از پهنکردن رخت و سلام همسایه تا چای عصر و خواب زیر ستارهها؛ یک روایت میدانی از آیینهای کوچک بام.
سفره پهن روی فرش فقط یک شیوه غذا خوردن نیست؛ یک معماری صمیمیت است که بدنها، گفتگوها و سهمها را در خانه ایرانی همسطح و همدل میکند.
راهروی باریک تا مطبخ در خانههای قدیمی ایران فقط مسیر نبود؛ فناوری اجتماعیِ بو، صدا و مهمانداری که مرز کار و پذیرایی را نامرئی میچید.
کمد چوبی بزرگ در خانه ایرانی چگونه بو، نظم، سلسله مراتب و خاطره را مدیریت میکند؛ از لباس اتوکشیده تا نفتالین و آیینهای جابهجایی فصلها.
لحافدوزی و چهلتکه را مثل آرشیو تصویری خانه ایرانی بخوانیم؛ تکهپارچههایی که اقتصاد، صمیمیت و بقا را در گرمایی عاطفی میدوزند.
با ۱۲ آیین کوچکِ ۲ تا ۱۰ دقیقهای در آپارتمان، آستانهها را زنده کنید و در روزهای تکراری شهر، حس خانه و خاطرهسازی را به زندگی برگردانید.
رومیزی قلاببافی در خانه ایرانی فقط تزئین نیست؛ زبانی از صبر، تکرار و حافظه زنانه است که زمان را روی میز، آرام و ماندگار میکند.
در این متن از گفتوگوی پنهان گوشههای ردیف با بیتهای الکترونیک میگوییم؛ جایی که بداههنوازی سنتی روی لوپهای مدرن سوار میشود و هویت، زمان و نوستالژی ایرانی را دوباره تعریف میکند.
در چوبی و کوبهها در خانه ایرانی فقط ابزار نیستند؛ یک کد اجتماعی بیکلاماند: صداهای زنانه و مردانه، زمان در زدن و تشخیص همسایهها.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405