اسکندر؛ نامی مردانه با ریشهای کهن و حسی از قدرت و سفر. در این متن نوستالژیک، معنی اسم اسکندر و خاطرههایی که بیدار میکند را میخوانید.
موزاییکهای خیابان و حیاط را مثل آرشیو زیرپا بخوانیم؛ رد خانهها، همسایهها و آیینهای کوچک که شهر را میسازند.
سوزندوزی بلوچی را نه فقط صنایع دستی، که آیینی زنانه ببینید؛ جایی که نقش و نگار و رنگها حافظهٔ پارچه را میسازند و زمان را رام میکنند.
کرونا از ما فاصله، آیینها و امنیت روانی گرفت؛ اما نگاه تازهای به زمان، خانه و رابطهها داد. مرور این فقدانها و هدیهها برای ساختن خاطرههای ماندگار.
روایتهای خانواده و اطرافیان چطور خاطرههای ما را بازنویسی میکنند؟ از آبروداری تا نقش قربانی/قهرمان و راهی ۶ مرحلهای برای جدا کردن واقعیت از گفتهها.
بازارچههای صنایعدستی فقط محل خرید نیستند؛ صحنهٔ اقتصاد خرد و تئاتر هویتاند. در این تحلیل میبینیم چرا ارزشِ دستساز همیشه در قیمت جا نمیشود.
دوختهای محلی فقط لباس نبودند؛ نقشهٔ اقلیم و رسانهٔ هویت جمعی بودند. از رنگ و چین تا سوزندوزی، رد باد و کار روزانه را بخوانیم.
چرا یک میم از یک خبر ماندگارتر میشود؟ با نگاه روانشناسی حافظه و فرهنگ دیجیتال، میبینیم طنز، تکرار و احساسات چطور میمها را حک میکنند.
طنز نسل زد فقط خنده نیست؛ ابزاری برای تاب آوردن، حرف زدن و ساختن هویت در شبکههای اجتماعی است. میمها چه چیزی از زندگی امروز ایران میگویند؟
روایت مردمنگارانه از شهری که ترک شد؛ کوچهها، لهجهها و عادتها چگونه در حافظه جمعی میمانند و ما را دوباره صدا میزنند.
زنگ ورزش؛ هیجان بچهها برای بازی، نه نمره
تاریخ انتشار: 26 بهمن 1404
گلیمهای سفر؛ هنرهای دستی کوچنشینان و ریتم زندگی
تاریخ انتشار: 26 بهمن 1404
«کراش» و «سیتوایشنشیپ»؛ عشق نیمهتعریفشدهی نسل آنلاین
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
دلآرام؛ آرامشی که از یک صدا شروع میشود
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
یک بیت، یک زندگی؛ شعرهایی که با ما بزرگ شدند
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404