نگاهی روایی و فرهنگی به نام دخترانه «عسل»؛ از حس و صدای این اسم تا جایگاهش در خانواده ایرانی، همنشینی با نامهای دیگر و ایدههایی برای ثبت خاطره.
نسبت سایه و آب در باغهای ایرانی فقط زیبایی نیست؛ یک فناوری خنککننده و یک آداب معاشرت است که خاطره جمعی، مکث خانوادگی و آرامش میسازد.
روایت و حسنگاری نام نیما در آغوش باران اردیبهشت؛ از صدای صدا زدن تا خاطرههای خانوادگی و سه سن زندگی، با تصویرهای زنده و نوستالژیک.
پختن سمنو فقط یک دستور آشپزی نیست؛ آیینی جمعی است که با دیگ و بخار و همزدن، حافظه خانوادگی و محله را در خانه ثبت و زنده میکند.
مقایسههای خانوادگی، بیسروصدا درون ما جا میگیرند و بعدها به صدای سرزنش تبدیل میشوند؛ روایتی فرهنگی-روانی از رسوب احساس و خاطره.
چرا بعضی آدمها زود از یاد میروند؟ نگاهی روانشناختی به حضور، اثر عاطفی، نقش روایی و تأثیر شبکههای اجتماعی بر ماندگاری آدمها.
سفر خانوادگی وقتی سه نسل کنار هم راه میافتند، فقط جابهجایی نیست؛ میدان تفاوت نگاههاست. این مقاله از سه لنز احساسی، سفر را روایت میکند.
با طراحی یک آیین ساده برای گفتوگوی خانوادگی (نور، چیدمان، زمان و قوانین گوشی)، میتوان خاطره مشترک ساخت و فاصله نسلها را نرم و واقعی کم کرد.
سرو و بته جقه در فرهنگ ایرانی دو زبان متفاوت برای گفتن از ایستادگیاند: یکی راست و استوار، دیگری خمیده و منعطف. این مقاله ردشان را در خانه، پارچه، حافظه و روایتهای خانوادگی دنبال میکند.
روایت مردمنگارانه از قابلمه دلمه برگمو در ایوان عصرهای اردیبهشت؛ از شستن برگها و ریتم گفتوگو تا حافظهای که با بو و دست ساخته میشود.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405