دسته: نوستالژی و یادگاری‌ها

قابلمه قرمه سبزی جاافتاده در آشپزخانه ایرانی با بخار ملایم، سبزی و لیموعمانی؛ نماد صبر و خاطره سازی

قرمه‌سبزی جاافتاده؛ غذایی که با صبر، خاطره می‌شود

قرمه سبزی جاافتاده فقط یک غذا نیست؛ تمرین صبر و مراقبت است. از بوی سبزی سرخ شده تا لیموعمانی، ببینیم چطور زمان، این خورش را به خاطره تبدیل می کند.

دانش‌آموز ایرانی در کلاس زنگ انشا در حال بلندخوانی؛ تصویری از زنگ انشا به‌عنوان اولین تمرین‌های نوشتن خاطره و شنیده‌شدن در مدرسه

زنگ انشا؛ اولین تمرین‌های ما برای نوشتنِ خاطره

زنگ انشا یک کارگاه اجتماعیِ صداست؛ جایی که موضوع‌های ازپیش‌تعیین‌شده، ترس از بلندخوانی و واکنش کلاس، شکلِ خاطره‌نویسی ما را از همان اول می‌سازد.

19 بهمن 1404
چهار جوان ایرانی در کافه تهران که در بیست سالگی میان رویاها و مقایسه اجتماعی با گوشی و لپ تاپ دیده می شوند

بیست‌سالگی؛ میان رؤیا و مقایسه، کجا ایستاده بودیم؟

روایت قوم نگارانه از بیست سالگی در ایران؛ جایی که رویاها در نگاه هم سالان، سؤال های ساده و فضاهای مشترک، مدام اندازه گیری می شوند.

19 بهمن 1404
ساندویچ کالباس قدیمی با نان باگت نیمه‌گرم در کاغذ روغنی، همراه خیارشور و گوجه؛ روایت نوستالژیک ساندویچی‌های محلی

ساندویچ کالباس قدیم؛ خاطره‌ی نان باگت نیمه‌گرم

ساندویچ کالباس قدیم با نان باگت نیمه‌گرم، کاغذ روغنی و سس و خیارشور؛ روایتی مردم‌نگار از زبان سفارش‌دادن تا ترس‌های غذایی امروز.

قاب عکس های بالای تلویزیون در نشیمن ایرانی؛ آرشیو غیررسمی خاطرات خانوادگی و سلسله مراتب خاموش حافظه

قاب عکس‌های بالای تلویزیون؛ تاریخ خانه در چند قاب

قاب عکس‌های بالای تلویزیون چطور به آرشیو غیررسمی خانواده تبدیل می‌شوند؟ از انتخاب و چینش تا سلسله مراتب خاموش حافظه و روش حفظ تداوم.

دیوار مدرسه با حاشیه‌نویسی‌های دانش‌آموزی؛ نمادی از حاشیه‌نویسی‌های دیوار مدرسه و متن اجتماعی نسل‌ها_مجله خاطرات

حاشیه‌نویسی‌های دیوار مدرسه؛ دفترهایی که هنوز حرف می‌زنند

حاشیه‌نویسی‌های دیوار مدرسه فقط شیطنت نیستند؛ متن اجتماعیِ زنده‌اند. از کدهای رفاقت تا زمان‌مندی نسل‌ها، بخوانیمشان و ثبتشان کنیم.

12 بهمن 1404
دست کودک ایرانی هنگام برداشتن بالش و دیدن دندان شیری و سکه زیر بالش در آیین دندان زیر بالش

دندان زیر بالش؛ صبحی که باور داشتیم فرشته‌ها واقعی‌اند

روایت مردم نگارانه از آیین «دندان زیر بالش» در خانه های ایرانی؛ جایی که باور، سکوت والدین و پاداش، خیال جمعی را زنده نگه می دارد.

آلبوم زندگی ایرانی؛ کنار هم قرار گرفتن آلبوم عکس فیزیکی قدیمی و گالری موبایل برای ثبت خاطرات از کودکی تا امروز

آلبوم زندگی؛ از عکس سیاه‌وسفید نوزادی تا سلفی‌های امروز، ثبت زمان در قاب‌ها

از آتلیه و عکس مدرسه تا گالری موبایل و آرشیوهای تلگرام؛ آلبوم زندگیِ ایرانی چگونه هویت، آبرو و «خاطرهٔ درست» را قاب می‌گیرد؟

12 بهمن 1404
کودکی نشسته روی فرش در پذیرایی کم‌نور یک خانه ایرانی در شب، که نور آبی ملایم تلویزیون روی دیوار و اطرافش افتاده و حس امنیت و تنهایی خیال‌پردازانه کودکی را منتقل می‌کند.مجله خاطرات

چرا دوست خیالی ساختیم؟ روایت‌های کودکی و نیاز به امنیت

چرا کودک ایرانی دوست خیالی می‌سازد؟ برای احساس امنیت، مهار ترس‌ها، و ساختن پناهگاه در بازی و زبان؛ با روایت‌های قابل لمس و واکنش‌های بهتر بزرگ‌ترها.

دست‌های ایرانی در خانه امروزی در حال لمس استکان چای، کلید قدیمی و قالی؛ نمادی از اشیای روزمره به عنوان دستگاه زمان در حافظه جمعی

دستگاه زمان: اشیایی که با لمس‌شان گذشته روشن می‌شود

چطور لمس و تکرارِ اشیای روزمره مثل استکان، کلید و قالی، گذشته را در حافظه جمعی ایرانیان روشن می‌کند؛ نه از سر دلتنگی، بلکه از پیوستگی.