از «تهرانِ بارانی» تا کوچههای رشت و پلهای اصفهان، شهر در سینمای ایران فقط لوکیشن نیست؛ شخصیتی پنهان است که حافظه جمعی، طبقه، تنهایی و عشق را در قاب خیابانها روایت میکند.
تجربه شنیدن تار و سازهای سنتی ایرانی در عصر اسپاتیفای چه تغییری کرده؟ از سالنهای کوچک و خانههای قدیمی تا هدفون و پلیلیست، این مقاله از تضاد لذت، توجه و احترام در شنیدن دیجیتال میگوید.
فرشته مهربون یک آیین کوچکِ هدیه دادن بود که با شیرینی، سکوت و ناشناس ماندن کار میکرد؛ رازهایی که سالها بعد معنایشان را فهمیدیم.
سوزندوزی بلوچی را نه فقط صنایع دستی، که آیینی زنانه ببینید؛ جایی که نقش و نگار و رنگها حافظهٔ پارچه را میسازند و زمان را رام میکنند.
چای عصرگاهی، بخار استکان کمر باریک و صدای دوبله؛ نسلی که با این سهگانه بزرگ شد. در این یادداشت روایی–تحلیلی، از نقش پنهان هنر صداپیشگی در تربیت عاطفی و اخلاقی دهههای ۶۰، ۷۰ و ۸۰ میگوییم.
روایت آیین قربان در روستاهای شمال ایران؛ از بخار قابلمهها و پارچههای تمیز تا موسیقی محلی و رسم تقسیم که حافظه جمعی را زنده نگه میدارد.
بازارچههای صنایعدستی فقط محل خرید نیستند؛ صحنهٔ اقتصاد خرد و تئاتر هویتاند. در این تحلیل میبینیم چرا ارزشِ دستساز همیشه در قیمت جا نمیشود.
در «ادبیات آپارتمانی» صحنهی داستان از کوچهی خاکی و حیاط مشترک به آسانسور، بالکن کوچک و پنجرههای رو به برج منتقل شده است؛ این جابهجایی چه تغییری در تنهایی، همسایگی و خاطرهسازی ایرانیها ایجاد کرده است؟
دوختهای محلی فقط لباس نبودند؛ نقشهٔ اقلیم و رسانهٔ هویت جمعی بودند. از رنگ و چین تا سوزندوزی، رد باد و کار روزانه را بخوانیم.
چاووشی فقط یک آواز محلی نبود؛ رسانهای شنیداری بود که با یک ندا، محله را وارد حالِ آیینیِ بدرقه میکرد و سفر معنوی را اعلام میکرد.
زنگ ورزش؛ هیجان بچهها برای بازی، نه نمره
تاریخ انتشار: 26 بهمن 1404
گلیمهای سفر؛ هنرهای دستی کوچنشینان و ریتم زندگی
تاریخ انتشار: 26 بهمن 1404
«کراش» و «سیتوایشنشیپ»؛ عشق نیمهتعریفشدهی نسل آنلاین
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
دلآرام؛ آرامشی که از یک صدا شروع میشود
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
یک بیت، یک زندگی؛ شعرهایی که با ما بزرگ شدند
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404