چطور یک بیت شعر فارسی از کودکی تا بزرگسالی با ما میماند و مثل لنگر حافظه، لحظهها را در ذهن و احساس ما ثبت و زنده میکند؟
چرا بعضی فیلمها در خاطره عاشقانه مثل میخِ زمان عمل میکنند؟ روایتی فرهنگی از تصویر، موسیقی و مکثهایی که عشق را نگه میدارند.
لحافدوزی و چهلتکه را مثل آرشیو تصویری خانه ایرانی بخوانیم؛ تکهپارچههایی که اقتصاد، صمیمیت و بقا را در گرمایی عاطفی میدوزند.
جشن خرمن، آیینی کشاورزی و جشن روستایی است که پایانِ رنجِ کار را به شادی بدل میکند؛ از ریتم داس تا تقسیم محصول و سفرهی جمعی.
رمانهای دستبهدست فقط داستان نیستند؛ شیءهاییاند با جلد فرسوده و حاشیهنویسی که پیوندهای ناگفته نسلها را در خود حمل میکنند.
رومیزی قلاببافی در خانه ایرانی فقط تزئین نیست؛ زبانی از صبر، تکرار و حافظه زنانه است که زمان را روی میز، آرام و ماندگار میکند.
در این متن از گفتوگوی پنهان گوشههای ردیف با بیتهای الکترونیک میگوییم؛ جایی که بداههنوازی سنتی روی لوپهای مدرن سوار میشود و هویت، زمان و نوستالژی ایرانی را دوباره تعریف میکند.
هدیههای کوچک عید در خانههای ایرانی، اقتصاد پنهانی محبتاند؛ جایی که ارزش با زمانبندی، عطرها و رد احساس سنجیده میشود، نه با پول.
از «هزاردستان» تا «قورباغه»، زبان تصویری سریالهای ایرانی در ۴۰ سال گذشته دگرگون شده است؛ از دکورهای سنگین و قابهای تئاتری تا فضاهای شهری معاصر، نورهای تیره و نئونی، و ریتمهای تند. این مقاله، این تغییر را بهعنوان آینهای از حافظه جمعی و ذهنیت ما نسبت به قدرت، عشق، خشونت و تنهایی تحلیل میکند.
از «تهرانِ بارانی» تا کوچههای رشت و پلهای اصفهان، شهر در سینمای ایران فقط لوکیشن نیست؛ شخصیتی پنهان است که حافظه جمعی، طبقه، تنهایی و عشق را در قاب خیابانها روایت میکند.
«کراش» و «سیتوایشنشیپ»؛ عشق نیمهتعریفشدهی نسل آنلاین
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
دلآرام؛ آرامشی که از یک صدا شروع میشود
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
یک بیت، یک زندگی؛ شعرهایی که با ما بزرگ شدند
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
اولین سوگ؛ وقتی کودک درون برای اولینبار «نبودن» را فهمید
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
ترشیهای شیشهای؛ زمان خوابیده در طعم
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404