روایتی مردمنگارانه از دهه ۷۰ ایران؛ انفجار رنگها از اتاق نوجوان تا خیابان و رسانهها چگونه سلیقهی بصری تازهای ساخت و در حافظه جمعی ماندگار شد.
چای نبات مادرانه چگونه دردهای کودکی را تسکین میدهد؟ روایتی احساسی و تحلیلی از روانشناسی تسکین، آیینهای ایرانی و فرهنگ چای در خاطره جمعی.
اُروس کوهستان، درختی باددیده و برفخورده، چگونه در حافظهٔ محلی و سفرهای ایرانی جا خوش کرده است؟ روایت مردمنگارانهای از صدا، اقلیم و خاطرات.
صدای بالزدن کبوترها چگونه صبح محله را به شعری زنده بدل میکند؟ تحلیلی شنیداری-تصویری با رویکرد نوستالژی و خاطرات جمعی ایرانی.
بازگشت پتوهای گلبافت به دکور مدرن تصادفی نیست؛ از بافت و نور تا خاطره و نوستالژی، ببینید چگونه این طرحهای قدیمی دمای عاطفهٔ فضا را بالا میبرند و چیدمان را غنی میکنند.
تحلیل سامان جلیلینیا از خواستگاری سنتی در عصر دایرکت؛ چگونه تکنولوژی ریتم پیوندها را تغییر میدهد و آداب دلها و خاطرات جمعی را بازتعریف میکند.
چرا بوی کاغذ در کتابخانههای عمومی ایران هنوز زنده است؟ با نگاهی میدانی به سکوت، ریتم خواندن و حس بو، نقش آنها در حافظه جمعی ما بررسی میشود.
ساعت دیواریهای چوبی در خانههای قدیمی، از بافت چوب تا تیکتاک آرام؛ تحلیلی مردمنگارانه از رابطهی صدا، فضا و حافظه جمعی و بازآفرینی حس نوستالژی.
نغمههای زورخانه؛ ریتم پهلوانی، ضرب مرشد و فتوت؛ تحلیلی از صدای ضرب بهعنوان ضربان حافظهٔ جمعی و راههای زندهنگهداشتن این آیین ایرانی.
روایتی مردمنگارانه از تابستانهای ایرانی؛ مزهی گیلاسهای حیاط، همسایهداری قدیمی، تقسیم میوه و الگوهای مشارکت کوچک که خاطرات خانوادگی را زنده میکند.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405