اقلیم چگونه بیصدا آیینها، زبان، خوراک، زمانبندی کار و فراغت و حتی چیدمان خانه و کوچه را میسازد و در حافظه جمعی ما مینشیند؟
روایت مردمنگارانه از غروب نمناک بندر: بوی تورهای خیس، ریتم صداها و ریزآیینهای اسکله که حافظه جمعی را در اشیا، خوراک و عادتها نگه میدارند.
برندهای ایرانی چطور از یک کالا به نشانه تعلق تبدیل میشوند؟ روایتی مردمنگارانه از خانه، محله و حافظه جمعی؛ با جدول و پرسشهای متداول.
روایتی میدانی از برج ساعت و ریتم زمان در شهر؛ از قرارهای دمِ برج تا دیر رسیدن و صبر، و حافظهای که با هر تیک تاک در ما فعال میشود.
روایتی میدانی از تغییر خانههای حیاطدار به برجها و اثرش بر همسایگی، صدا، بو، نور و حریم؛ با چکلیست دیدن شهر و FAQ.
اصطلاحات مجازی فارسی فقط شوخی نیستند؛ مثل یک آیین روزمره، ریتم صمیمیت و طعنه را میسازند، مرز نسلها را نشان میدهند و هویت جمعی میآفرینند.
آزادی در ایران فقط در بیانیهها نیست؛ در نامهها، دفترچهها و حکایتهای خانوادگی زندگی میکند و از نو روایت میشود.
حوصله فقط وقت آزاد نیست؛ شبکهای از مکثها، سلامها، صفها و ریزآیینهاست. این گزارش میدانی نشان میدهد چطور فرسوده شد و چطور برگردد.
عروسی محلی فقط یک جشن نیست؛ متنی فرهنگی است که در آن کوچه صحنه میشود، نغمهها تدوین میکنند و همسایهها خاطره جمعی را میسازند.
ترمه و چین پارچه در خانه ایرانی فقط تزیین نیست؛ زبانی برای لمس زمان، ثبت خاطرههای خانوادگی و زیباییشناسیِ آرامِ زندگی روزمره است.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405