روایتی قومنگارانه از ظرف خیاطی مادرها در خانههای ایرانی؛ جعبهای رنگارنگ از نخ، سوزن و خاطرات که اقتصاد خانگی، مهارت و ذوق را کنار هم مینشاند.
روایتی مردمنگارانه از دکمههای شیشهای؛ زیور ساده اما ماندگار لباسهای ایرانی، از زیباییشناسی دههها تا نقششان در خیاطی خانگی و حافظه جمعی.
تحلیلی روایی از زندگی با یک تلویزیون در دهه ۶۰ ایران؛ از چیدمان اتاقنشیمن و نور آبی صفحه تا آداب دورهمی و حافظهٔ جمعی خانوادهها و بازتولید یادها امروز.
روایت قومنگارانه از آدامس خرسی؛ مزهای که دهه۷۰ را تعریف کرد. از صف دکههای محلی تا معاملههای زنگ تفریح، چگونه خاطرات مشترک شهری و مدرسهای ما شکل گرفت؟
روایتی میدانی از دیوارهای کاهگلی خانههای قدیم؛ از خنکای ظهر تابستان و بوی خاک نمخورده تا امنیت سادهی محله و نقش دیوار در نرمکردن نور و فیلتر صدا.
شعرهای محلی و لالاییها در ایران پلی میان نسلها هستند؛ نغمههایی از مادران و مادربزرگها که ترس، امید، مهاجرت و دلتنگی را در خاطرات خانوادگی زنده نگه میدارند.
بوی خاک نمخورده بعد از باران، محرک قدرتمند حافظهی بویایی ماست؛ از حیاط و کوچه تا شستن فرش عید و دمافطار، حس پاکی و شروع دوباره را زنده میکند.
روایتی مردمنگارانه از آویز فلفل و سیر بهعنوان نماد خردِ خانههای ایرانی؛ از معماری و پیوستار روستا–شهر تا حافظهٔ بویایی و آیینهای بیصدا که خاطرات را زنده میکند.
تحلیلی قومنگارانه از «قصههای مجید»: چرا ریتم کند، لهجه اصفهانی و جزئیات روزمره هنوز برای نوجوانهای امروز ملموس و دوستداشتنیاند؛ از صف نان تا میمها.
روایت حسی «شامی شمالی کنار دریای غروب»: ماهی تازه، سیر داغ و دود هیزم؛ پیوند صدا و طعم با خاطرات جمعی ساحلهای شمال ایران و نقش حافظهی بویایی.
اهورا؛ نامی بلند، سنگین و بهیادماندنی
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
محلهای که نامش تغییر کرد؛ خاطرههای کودکی در خیابانهای قدیمی و امروز
تاریخ انتشار: 10 شهریور 1405
سهراب؛ چرا این نام صدای رودخانه دارد؟
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
معلم ریاضی سختگیر؛ احترام از جنس ترس مفید
تاریخ انتشار: 9 شهریور 1405
نغمههای کردی در امتداد حافظهی جمعی
تاریخ انتشار: 7 شهریور 1405