سوزندوزی بلوچی را نه فقط صنایع دستی، که آیینی زنانه ببینید؛ جایی که نقش و نگار و رنگها حافظهٔ پارچه را میسازند و زمان را رام میکنند.
چای عصرگاهی، بخار استکان کمر باریک و صدای دوبله؛ نسلی که با این سهگانه بزرگ شد. در این یادداشت روایی–تحلیلی، از نقش پنهان هنر صداپیشگی در تربیت عاطفی و اخلاقی دهههای ۶۰، ۷۰ و ۸۰ میگوییم.
روایت آیین قربان در روستاهای شمال ایران؛ از بخار قابلمهها و پارچههای تمیز تا موسیقی محلی و رسم تقسیم که حافظه جمعی را زنده نگه میدارد.
بازارچههای صنایعدستی فقط محل خرید نیستند؛ صحنهٔ اقتصاد خرد و تئاتر هویتاند. در این تحلیل میبینیم چرا ارزشِ دستساز همیشه در قیمت جا نمیشود.
در «ادبیات آپارتمانی» صحنهی داستان از کوچهی خاکی و حیاط مشترک به آسانسور، بالکن کوچک و پنجرههای رو به برج منتقل شده است؛ این جابهجایی چه تغییری در تنهایی، همسایگی و خاطرهسازی ایرانیها ایجاد کرده است؟
دوختهای محلی فقط لباس نبودند؛ نقشهٔ اقلیم و رسانهٔ هویت جمعی بودند. از رنگ و چین تا سوزندوزی، رد باد و کار روزانه را بخوانیم.
چاووشی فقط یک آواز محلی نبود؛ رسانهای شنیداری بود که با یک ندا، محله را وارد حالِ آیینیِ بدرقه میکرد و سفر معنوی را اعلام میکرد.
چرا یک گفتوگوی آرام در آشپزخانه سریالهای قدیمی، از انفجارهای بلاکباسترها ماندگارتر است؟ در این مقاله مفهوم «سکانس سازنده» را در حافظه عاطفی و نوستالژی ایرانی بررسی میکنیم.
رقص چوب در جنوب ایران آیینی است که با ضرباهنگ و بدنها، تعارض و آشتی را روایت میکند؛ خوانشی از حافظه جمعی، موسیقی بومی و نمادشناسی مراسم.
سریالهای مناسبتی از رمضان تا نوروز، مثل یک ساعت دیواری نامرئی، ریتم خوردن، خوابیدن و دورهمیهای ما را تنظیم کردهاند؛ از سفره افطار تا تماشای موبایلی امروز.
نوجوانی پشت در بسته اتاق؛ پوسترها، دفتر قفلدار و موسیقی بلند در گوش
تاریخ انتشار: 29 دی 1404
چطور به خود سابقمان سلام کنیم؟ گفتوگو با نسخههای گذشته برای پذیرش زمان
تاریخ انتشار: 29 دی 1404
رسپینا؛ نامی نادر برای رد باران و خاطرههای تازه
تاریخ انتشار: 29 دی 1404
موزاییکهای خیابان و حیاط؛ خاطراتی که زیر پایمان بزرگ شدند
تاریخ انتشار: 29 دی 1404
خاطرهسازی با حواس پنجگانه؛ چرا بو و صدا، حافظه را قویتر از تصویر میسازند؟
تاریخ انتشار: 29 دی 1404