اولین حقوق جدی؛ خاطرهای که استقلال و مسئولیت را به کودک منتقل میکند
گاهی یک اسکناس تاخورده در گوشه یک کیف قدیمی، یک دفترچه حساب بانکی کوچک یا حتی یک پیامک واریز که سالها پیش ذخیره شده، میتواند آدم را به یک لحظه خاص برگرداند؛…
باتحکیم خاطرات و دیدن دوباره «شبهای برره»
چرا دیدن دوباره شبهای برره خاطرات را محکمتر میکند؟ این مقاله نشان میدهد طنز، تکرار واژهها و تماشای جمعی چگونه «حافظه خانگی» میسازند.
خاطرات «باید برسم»؛ فشار نامرئی دههی بیست
جستاری مردم نگارانه درباره فشار نامرئی «باید برسم» در دهه بیست ایران؛ از زبان روزمره و نصیحت خانواده تا زمان بندی نهادها و نشانه های اجتماعی.
امتحانهای پایانترم؛ روایتهای مشترک یک نسل
قومنگاری امتحانهای پایانترم در ایران: شببیداریها، اضطراب جمعی، دعاها، قرارهای کتابخانه و کدهای نانوشته تقلب؛ روایتی از حافظه نسلی.
لقمههای مادر؛ مزهای که هیچ بوفهای بلد نبود
لقمههای مادر فقط غذا نبودند؛ جغرافیای کیف مدرسه، امضای دست و مناسبات بوفه را در خود داشتند. روایتی از طعم، قضاوت و تغییر امروز.
روایت روزهای تعطیل خانوادگی؛ چرا شنیدن دوباره قصهها حس همبستگی ایجاد میکند
ظهر یکی از روزهای تعطیل است. استکانهای چای روی میز ماندهاند، ظرف میوه میان جمع دستبهدست میشود و کسی با اشاره به یک اتفاق ساده، ناگهان درِ یکی از قصههای قدیمی خانواده…
دلتنگی بعد از جدایی؛ تمرین نوشتن خاطره برای حفظ احساس اما رها شدن از درد
گاهی دلتنگی با اتفاق بزرگی شروع نمیشود. کافی است نامی میان پیامهای قدیمی دیده شود، آهنگی در تاکسی پخش شود یا عکسی که مدتها فراموش شده بود، دوباره روی صفحه تلفن ظاهر…
مجسمههای صورت؛ بازیای که از خنده شکست میخورد
بازی «مجسمههای صورت» جایی است که بدن باید ثابت بماند اما خنده همه چیز را به هم میریزد؛ روایتی از قوانین نانوشته جمع و شکستهای شیرین.
خانههای قدیمی را چگونه حفظ کنیم؟ از مرمت تا روایت
راهنمایی مردمنگارانه برای حفظ خانههای قدیمی ایرانی: از مرمت و کاربری روزمره تا روایتگری خانوادگی، انتقال خاطره و زنده نگه داشتن معنا.
آیین آخر هفته خانواده؛ از چیدن میز صبحانه تا قصه شب، چگونه خاطره میسازیم
آخر هفته از همان لحظهای شروع میشود که خانه کمی آرامتر نفس میکشد؛ زنگ ساعت کمتر عجله دارد، صدای کتری بیشتر شنیده میشود و میز صبحانه فرصت پیدا میکند از یک وعده…
چگونه یک پیادهروی عصرگاهی با دوستان میتواند خاطرهای ماندگار بسازد
گاهی یک عصر معمولی، بدون برنامهریزی خاص، از همان لحظههایی میشود که سالها بعد با جزئیات به یاد میآوریم؛ رنگ آسمان، صدای عبور ماشینها، بوی نان تازه از یک نانوایی محله، خندهای…
دوز روی حاشیهی دفتر؛ وقتی کلاس، بهانهی بازی بود
دوز روی حاشیه دفتر، بازی سریع و بیصدا در کلاسهای مدرسه ایرانی بود؛ راهی برای مدیریت کسالت، مهندسی توجه و مذاکره پنهان با قانون.
دنبال چیزی می گردی؟
آخرین مقالات
-
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405
-
«بیسکویت مادر»؛ یادداشتی کوچک در حاشیهی زمان
تاریخ انتشار: 26 مهر 1405
-
نمک و لیمو و دود؛ مراسم کوچک بلالخوری در شلوغی بازار
تاریخ انتشار: 25 مهر 1405
-
چطور با ابزارهای هوشمند، خاطرات سفر و خانواده را بهتر نگهداری کنیم؟
تاریخ انتشار: 21 مهر 1405
-
هدیه؛ نامی برای بخشیدن مهر بیادعا
تاریخ انتشار: 19 مهر 1405








