نور مهتاب در حیاط؛ خاطرهای از شبهای بیچراغ و پرستاره
گزارشی حسی از نور مهتاب در حیاطهای ایرانی؛ آسمان پرستاره، بوی خاک خیس، صدای کولر آبی و گفتوگوهای آرامی که به خاطرهای ماندگار بدل میشود.
حادثههای تلخ و همنفسی جمعی؛ حافظه درد چگونه در زندگی روزمره رسوب میکند؟
حادثه تلخ چگونه از خبر عبور میکند و به «حافظه درد» بدل میشود؟ روایت اتنوگرافیک از سوگ جمعی، همنفسی، شوخیهای تابآور و مراقبتهای روزمره در ایران.
چسبندگی زبانی؛ چرا بعضی تکیهکلامها هیچوقت نمیمیرند؟
چرا بعضی تکیهکلامها دههها میمانند؟ این مقاله چسبندگی زبانی را در خاطرات روزمره ایرانی واکاوی میکند؛ از بدن و لحن تا رسانه و هویت نسلی، با راهکارهای کاربردی.
سینمای امروز، حافظه دیروز؛ چرا بازگشت به ژانرهای دهه ۶۰ دوباره محبوب شده؟
چرا در عصر پلتفرمها و جلوههای ویژه، سینمای امروز دوباره به حالوهوا و ژانرهای دهه ۶۰ برگشته است؟ این مقاله به ریشههای نوستالژیک، حافظه جمعی و معنای بازآفرینی آن دوران در فیلمها و سریالهای امروز میپردازد.
از نامههای عاشقانه تا چتهای امروزی؛ کدامشان شایستهاند بمانند به یادگار روان تو؟
نامههای عاشقانه و چتهای امروزی را در مجله خاطرات مقایسه میکنیم تا ببینیم کدامیک شایسته است بهیادگار بماند؛ با نکات عملی برای نگهداری امن و عاشقانه.
زمستان و نذرهای محلی؛ قصه گرمایی که در سرما ساخته میشد
روایتی مردمنگارانه از زمستان و نذرهای محلی؛ از نانوایی و قهوهخانه تا کرسی خانههای قدیمی و خوراکهای آیینی که گرما و همدلی میساختند.
موکتهای پرزکوتاه؛ نماد خانههای دهه ۶۰ و ۷۰
موکتهای پرزکوتاه در خانههای دهه ۶۰ و ۷۰ ایران فقط کفپوش نبودند؛ سطح مشترک زندگی، مهمانی و بازی کودکان بودند که حافظه جمعی و خانه ایرانی را شکل دادند.
قطابهای تازه و عصرهای کرمانی؛ وقتی خانه بوی عید میگرفت
روایتی میدانی از نوید اسفندیاری از عصرهای پیش از عید در کرمان؛ بوی قطاب تازه، تقسیمکار خانگی، تعارف نوروزی و نقش این شیرینی در خاطرات جمعی.
ایوان خانههای خشتی محله؛ صندلی حصیری، لیوان شربت بهلیمو و باد داغ مرداد
ایوان خانههای خشتی، صندلی حصیری و شربت بهلیمو زیر باد داغ مرداد؛ روایتی قومنگار از نقش ایوان در گفتوگو، تربیت، آیینهای محلی و نوستالژی ایرانی.
ایستگاههای مترو و خاطرههای ازدحام؛ حافظه روزمره در زیرزمین شهر
روایتی مردمنگارانه از ایستگاههای مترو و خاطرههای ازدحام؛ شنیدن صداهای همپوشان، ریتم قدمها و حس رطوبت زیرزمین؛ چگونه حافظهٔ روزمره در شهری زیرزمینی شکل میگیرد.
نوروزهای تاریخی؛ سالهایی که یک ملت یک خاطره ساخت
نوروزهای تاریخی ایران؛ از دهه ۶۰ تا امروز. چگونه سفره هفتسین، سریال نوروزی و دیدوبازدیدها در حافظه جمعی ما ثبت شدهاند و تغییرات جامعه را روایت میکنند.
قصههای مدرسه؛ انشاهایی که در آنها اولینبار خودمان را نوشتیم
قصههای مدرسه و انشا؛ از بوی دفتر نو تا فایل ورد. در این یادداشت، مانى فرهام از انشاهایی میگوید که در آنها اولینبار «خودمان» را نوشتیم و مدرسه را به کارگاه خاطرهسازی و خودآگاهی تبدیل کردیم.
دنبال چیزی می گردی؟
آخرین مقالات
-
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405
-
«بیسکویت مادر»؛ یادداشتی کوچک در حاشیهی زمان
تاریخ انتشار: 26 مهر 1405
-
نمک و لیمو و دود؛ مراسم کوچک بلالخوری در شلوغی بازار
تاریخ انتشار: 25 مهر 1405
-
چطور با ابزارهای هوشمند، خاطرات سفر و خانواده را بهتر نگهداری کنیم؟
تاریخ انتشار: 21 مهر 1405
-
هدیه؛ نامی برای بخشیدن مهر بیادعا
تاریخ انتشار: 19 مهر 1405








