کوچههای خاکی تا خیابانهای ۶ بانده؛ شهر چگونه حافظه را جابهجا کرد؟
از کوچههای خاکی تا خیابانهای ۶ بانده، شهر ایرانی چگونه الگوی دیدن، شنیدن و راهرفتن ما را تغییر داد؟ تحلیلی میدانی از جابهجایی حافظه جمعی و نقش فضا در شکلگیری خاطرات.
فرهاد؛ عاشق پرتلاش، ماندگار در دلها
بعضی اسمها مثل یک «قدمِ محکم» وارد دل میشوند؛ بیسر و صدا، اما با اثرِ بلند. «فرهاد» از همانهاست: اسمی که وقتی شنیده میشود، انگار خاطرهای قد میکشد خاطرهٔ کسی که دوست…
طوفان؛ خاطرهای از نیرو، حرکت و دگرگونی
بعضی اسمها مثل نسیم میآیند و آرام مینشینند؛ بعضی دیگر، مثل «طوفان» از دور پیداست: صدایی که قبل از خودش میرسد، و بعد، چیزی را در جهان کوچک ما جابهجا میکند. «طوفان»…
حسام؛ یادگار تیزی تصمیم و روشنی مرز
حسام؛ یادگار تیزی تصمیم و روشنی مرز بعضی اسمها مثل یک خط روشن روی کاغذ زندگیاند؛ نه برای جدا کردن آدمها از هم، برای اینکه مسیر گم نشود. «حسام» از آن اسمهاست:…
ابراهیم؛ خاطرهای از ایمان، پایداری و اعتماد
بعضی اسمها مثل یک عکس قدیمیاند که هر بار نگاهش میکنی، چیزی تازه از دلش بیرون میآید. «ابراهیم» از همانهاست؛ اسمی که وقتی گفته میشود، انگار اتاق آرامتر میشود مثل حضور کسی…
شیرین؛ مهربانی دلنشین، ماندگار در خاطرهها
بعضی اسمها مثل یک قند کوچک در چای عصرانهاند؛ بیصدا حل میشوند، اما حالِ فضا را عوض میکنند. «شیرین» از همان اسمهاست: وقتی گفته میشود، انگار خاطرهای روشن از مهربانی در ذهن…
گندم؛ خاطرهای از برکت آرام و زندگی ساده
بعضی اسمها مثل یک تکه نان تازهاند: بیادعا، گرم، و صمیمی. «گندم» از همان اسمهاست؛ وقتی شنیده میشود، انگار خاطرهای از خانه، از سفره، از دستهای مهربانی که زندگی را «ادامهدادنی» میکردند،…
پرنیسا؛ یادگار لطافت و زیبایی آرام
بعضی اسمها مثل یک شالِ نازک روی شانهی خاطره میافتند؛ نه برای گرمکردنِ سرما، برای آرامکردنِ دل. «پرنیسا» از همان نامهاست: وقتی شنیده میشود، انگار چیزی نرم و روشن از گذشته عبور…
فاطمه؛ خاطرهای از پاکی، آرامش و حضور بیادعا
بعضی اسمها مثل یک بوی آشنا از راه میرسند؛ بیسر و صدا، اما دقیق. «فاطمه» از آن اسمهاییست که انگار خودش را روی شانهی خاطرات میگذارد و میگوید: «نگران نباش… من بلدم…
موسیقی پاپ ایرانی؛ میان دلتنگی، امید و بازاریسازی
موسیقی پاپ ایرانی چطور بین دلتنگی، امید جمعی و بازاریسازی شدید در نوسان است؟ از کاستهای دستبهدستشده تا هیتهای الگوریتمی امروز، این مقاله پاپ را بهعنوان آینهای ترکخوردهی خاطره و مصرف سریع میخواند.
اولین روز مدرسه؛ چگونه با بازنویسی این خاطره، اضطراب امروزمان را درمان کنیم؟
اولین روز مدرسه فقط یک خاطره نیست؛ گاهی گرهای است که اضطرابِ ارزیابی و جداییِ امروزمان را سفت نگه میدارد. این روایت، بازنویسیاش میکند.
معماری مدارس؛ چرا ساختمانها در خاطره آموزشی نقش دارند؟
چگونه معماری مدارس، از حیاط و کلاس تا راهرو و بوفه، حافظه جمعی ما را میسازد؟ تحلیلی حسی و دقیق از گرمی و سردی فضا و نقش آن در تجربه آموزشی.
دنبال چیزی می گردی؟
آخرین مقالات
-
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405
-
«بیسکویت مادر»؛ یادداشتی کوچک در حاشیهی زمان
تاریخ انتشار: 26 مهر 1405
-
نمک و لیمو و دود؛ مراسم کوچک بلالخوری در شلوغی بازار
تاریخ انتشار: 25 مهر 1405
-
چطور با ابزارهای هوشمند، خاطرات سفر و خانواده را بهتر نگهداری کنیم؟
تاریخ انتشار: 21 مهر 1405
-
هدیه؛ نامی برای بخشیدن مهر بیادعا
تاریخ انتشار: 19 مهر 1405








