چهار مرحله ساده برای تبدیل یاد عزیز از دسترفته به منبع قوت، نه منبع فرسودگی
چطور یاد عزیز از دسترفته را از منبع فرسودگی به منبع قوت تبدیل کنیم؟ چهار مرحله نرم برای التیام سوگ، کنار آمدن با سالگردها و زنده نگه داشتن پیوند.
عکسهای دانشگاه؛ تصاویری که هنوز در ما زندگی میکنند
عکسهای دانشگاه فقط یادگاری نیستند؛ نقشهای از ژستها، قابها و روابطاند. این مقاله نشان میدهد چطور تصاویر دانشگاهی هنوز در ما زندگی میکنند.
نوجوانی پشت در بسته اتاق؛ پوسترها، دفتر قفلدار و موسیقی بلند در گوش
اتاق نوجوان پشت در بسته، مرزِ اجتماعی خانه است؛ جایی میان پوسترها، دفتر قفلدار و موسیقی بلند که حریم خصوصی در ایران اجرا میشود، نه صرفاً مالکیت.
چطور به خود سابقمان سلام کنیم؟ گفتوگو با نسخههای گذشته برای پذیرش زمان
مقالهای رواییـروانشناختی درباره گفتوگو با نسخههای گذشته خود؛ سه ملاقات کوتاه برای پذیرش زمان، آشتی درونی و تمرین ۲۰ دقیقهای سلام، عذرخواهی و تشکر.
رسپینا؛ نامی نادر برای رد باران و خاطرههای تازه
رسپینا نامی کمیاب و لطیف است؛ شبیه رد باران روی شیشه. در این روایت، معنی، حس و خاطرهسازی این اسم را مرور میکنیم و چند تمرین نوشتن میدهیم.
موزاییکهای خیابان و حیاط؛ خاطراتی که زیر پایمان بزرگ شدند
موزاییکهای خیابان و حیاط را مثل آرشیو زیرپا بخوانیم؛ رد خانهها، همسایهها و آیینهای کوچک که شهر را میسازند.
خاطرهسازی با حواس پنجگانه؛ چرا بو و صدا، حافظه را قویتر از تصویر میسازند؟
چرا بو و صدا از تصویر خاطرهسازترند؟ با ۵ آزمایش کوتاه و یک آیین هفتگی یاد میگیرید چطور با حواس پنجگانه «نشانک حسی» بسازید.
خطکش، ساعت، انگشتر؛ وقتی اشیای کوچک آرشیو عاطفی ما میشوند
چرا خطکش، ساعت یا انگشتر میتوانند یادگاریهای کوچک اما سنگینِ سوگ و فقدان باشند؟ راهی برای نوشتن، عکاسی و آرشیو خاطره در اشیا.
شهربانو؛ بانوی خاطراتی که تاریخ به یادش مکث میکند
معنی اسم شهربانو و ریشه اسم شهربانو را با نگاهی نوستالژیک بخوانید؛ حسها، روایت کوتاه و پیشنهادهای ترکیب اسم شهربانو با اسم دوم برای ساختن یاد و خاطره.
منوچهر؛ آرامشی دیرپا در دل روایتها
معنی و ریشهٔ اسم منوچهر را با نگاهی نوستالژیک بخوانید؛ اسمی مردانه که حس وقار و آرامش میدهد و خاطرههای خانوادگی را زنده میکند.
خاطرات اضطراب اجتماعی؛ از نیمکت کلاس تا اتاق جلسه
اضطراب اجتماعی فقط خجالتیبودن نیست؛ گاهی یک خاطرهٔ شرم در کلاس، تا اتاق جلسه میآید. تعریف، بدن، تکنیکها و تمرین بازنویسی خاطره.
گل یا پوچ روی لحاف کهنه؛ هیجان یک مشت بسته و اخلاق بازی در جمع
گل یا پوچ روی لحاف کهنه فقط یک بازی نیست؛ تمرین اعتماد، تردید و رعایت آبرو در جمع است. روایت میدانیِ قواعد نانوشته و ریزآیینهایش.
دنبال چیزی می گردی؟
آخرین مقالات
-
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405
-
«بیسکویت مادر»؛ یادداشتی کوچک در حاشیهی زمان
تاریخ انتشار: 26 مهر 1405
-
نمک و لیمو و دود؛ مراسم کوچک بلالخوری در شلوغی بازار
تاریخ انتشار: 25 مهر 1405
-
چطور با ابزارهای هوشمند، خاطرات سفر و خانواده را بهتر نگهداری کنیم؟
تاریخ انتشار: 21 مهر 1405
-
هدیه؛ نامی برای بخشیدن مهر بیادعا
تاریخ انتشار: 19 مهر 1405








