روایتی تحلیلی از دههٔ ۸۰؛ وقتی بلوتوث، موبایلهای ابتدایی و اینترنت خانگی ریتم زندگی شهری ایران را تغییر داد و خاطرات را دیجیتالی کرد.
تحلیل روایی از غروبهای دهه ۶۰ ایران: چگونه بوی نفت، صدای رادیو و سکوت محله با آیینهای کوچک خانگی و همسایگی، حس مشترک و حافظه جمعی ما را شکل دادند.
خانههای ایرانی قبل از دیزاین مدرن چگونه با فرش، بوفه، آینه و شمعدان، تلویزیون و رادیو شخصیت میگرفتند؟ روایت مردمنگارانه از اشیایی که حافظه جمعی را زنده میکنند.
روایتی تحلیلیـنوستالژیک از دهه۷۰ و عصر کنسولهای بازی در ایران؛ از سگا و نینتندو تا پلیاستیشن و پیدایش قهرمانهای خانگی، گیمنتها و اقتصاد کرایهی بازی.
روایتی دقیق از پشتصحنه عروسیهای دهه شصت؛ از جمعآوری وسایل و نور خانهها تا رفتار مهمانها، موسیقی، خوراک و آیینهای ماندگار نوستالژیک.
پیکنیکهای جمعه، آیین ملی سه دهه در ایران؛ از پارک تا لب رودخانه، بوی چای و کباب و شوخیهای پدرها، سازنده خاطرات خانوادگی و تقویم احساسی ما.
روایتی مردمنگارانه از دهه ۷۰ ایران؛ انفجار رنگها از اتاق نوجوان تا خیابان و رسانهها چگونه سلیقهی بصری تازهای ساخت و در حافظه جمعی ماندگار شد.
غروب که میرسید، اذان مغرب از بلندگوی مسجد محله مثل نخ نامرئی خانهها را به هم وصل میکرد. لحظهای که ریتم شهر کند میشد و نفس مشترک محله شنیده میشد.
روایت زنده از «خواننده محله» و نغمههای کوچه؛ از دعوتهای خانوادگی و رادیوی کافه تا همخوانیهای جمعی. موسیقی مردمی چگونه هویت محله و خاطرات جمعی ما را میسازد؟
پارک محله در دهه شصت فقط فضای سبز نبود؛ صحنهای بود برای شکلگیری خاطرات جمعی. در این روایت–تحلیل، پنج حس را مرور میکنیم و راههای ساده برای باززندهسازی همان حس در پارکهای امروز پیشنهاد میدهیم.
نان محلی روی ساج در صبحهای روستایی؛ چگونه عطر و طعم خاطره میسازد
تاریخ انتشار: 20 مرداد 1405
زیر برج آزادی، عکس یادگاری و خندههای از ته دل
تاریخ انتشار: 20 مرداد 1405
دنیز؛ آیا نامی میتواند بوی دریا بدهد؟
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
مشروطی و تجدید؛ لحظهای که فهمیدم «نمیشود» هم واقعی است
تاریخ انتشار: 19 مرداد 1405
تابستانهای طولانی؛ چرا زمان در کودکی کش میآید؟
تاریخ انتشار: 12 مرداد 1405