جادههای دوخطه ایران؛ از مکثهای کنار جاده تا نور عصر و موسیقی ماشین. روایتی از مهتاب راد درباره سفرهایی که مسیرشان از مقصد ماندگارتر شد.
ترانههای جاده چطور در سفرهای خانوادگی ایرانی به حافظه تبدیل میشوند؛ از نوار کاست و خشخش رادیو تا استریم و سکوتهای بین راه.
سفر کوتاه و میکروتراول گاهی ماندگارتر از سفرهای بزرگ است؛ با نیت، ریتم، نشانه و قاب، تجربههای کوچک را به خاطرههای عمیق و قابل بازگشت تبدیل کنید.
دفترچه سفر یک آیین ساده برای ثبت حسهاست؛ با چند خط دست نویس، بوها و جمله های نیمه تمام، خاطره ها را قبل از فراموشی نگه دارید.
زندگی میان دو کشور یعنی خاطراتی با دو زبان، دو تقویم و دو لایه شوخی. این مقاله از خانه دوم، هویت سیال و تمرینهای آشتی با دوگانگی میگوید.
اولین سفر تنهایی میتواند هم آزادی باشد هم ترس از ناامنی؛ این مقاله با نگاه «حافظه بدن» و اضطراب جدایی، تمرینهای آرامسازی و چکلیست سفر میدهد.
چاووشی فقط یک آواز محلی نبود؛ رسانهای شنیداری بود که با یک ندا، محله را وارد حالِ آیینیِ بدرقه میکرد و سفر معنوی را اعلام میکرد.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405