نغمههای کردی چگونه در عروسی، سفر، سوگواری و گفتوگوی روزمره، حافظه جمعی را از نسلهای قدیم تا ویسهای موبایلی امروز امتداد میدهند؟
تحلیلی فرهنگی از «ای ایران» بهعنوان یک حافظه صوتی جمعی: چرا بغض در آن میماند، چگونه در آیینهای شنیدن تکرار میشود و رسانه چطور گرما و کلیشه را همزمان میسازد.
عروسی محلی فقط یک جشن نیست؛ متنی فرهنگی است که در آن کوچه صحنه میشود، نغمهها تدوین میکنند و همسایهها خاطره جمعی را میسازند.
مرغ سحر چرا هنوز در حافظه جمعی ایرانیها زنده است؟ خوانشی از رمزگان صدا، صبح، رادیو و نوستالژی؛ و اینکه کدام «صبح دور» را دوباره میآورد.
«اخبار جوانهها» برای خیلی از ما اولین باری بود که خبر را در لباس کودکانه دیدیم؛ جایی بین بازی و جدیت. این مقاله نشان میدهد برنامه با رنگها، لحن گوینده و آیتمها، تصویری از مدرسه و جامعه ساخت و ما را عصرها پای تلویزیون نگه داشت.
تحلیلی فرهنگی از موسیقی مراسم ایرانی؛ از عروسی تا عزا، و اینکه چگونه نغمهها ریتم جمعی، نقشها و زمانبندی احساسات ما را سامان میدهند.
چرا بعضی آهنگها در ایران مثل قفل زمان عمل میکنند؟ تحلیل نوستالژی موسیقی از نگاه علم و تجربه، با تصویرهایی از حافظه جمعی روزمره.
لهجه اصفهانی فقط برای خندیدن نیست؛ کدهای اجتماعیِ زمانبندی، مکث و طعنه را در بازار و خانه حمل میکند و با نغمه جملهها مذاکره میکند.
جادههای دوخطه ایران؛ از مکثهای کنار جاده تا نور عصر و موسیقی ماشین. روایتی از مهتاب راد درباره سفرهایی که مسیرشان از مقصد ماندگارتر شد.
ترانههای جاده چطور در سفرهای خانوادگی ایرانی به حافظه تبدیل میشوند؛ از نوار کاست و خشخش رادیو تا استریم و سکوتهای بین راه.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405