روایتی مردمنگارانه از بلال بازار تجریش: از بوی ذرت کبابی و ریتم صف تا زبان بدن خریداران و جایگاه این لقمه در خاطره جمعی تهران.
آلبوم زنده خانواده یعنی ثبت لحظهها با آیینهای کوچک و سبک؛ بدون اینکه دائم گوشی دستتان باشد. ۶ روش ساده، پروتکل حریم خصوصی و آیین «جمعه آلبوم زنده».
چطور لمس و تکرارِ اشیای روزمره مثل استکان، کلید و قالی، گذشته را در حافظه جمعی ایرانیان روشن میکند؛ نه از سر دلتنگی، بلکه از پیوستگی.
«عاطفه» یعنی گرمایی که آدم را از دورترین روزها به خانه برمیگرداند. نگاهی آوایی، احساسی و بیننسلی به این نام و نشانههای انسانی آن.
فرشته مهربون یک آیین کوچکِ هدیه دادن بود که با شیرینی، سکوت و ناشناس ماندن کار میکرد؛ رازهایی که سالها بعد معنایشان را فهمیدیم.
سفره مهمانی در خانه ایرانی فقط غذا نیست؛ معماریِ محبت است. روایتِ لحظههایی که با تعارف، تقسیم و نگاهها در حافظه جمعی میماند.
رسپینا نامی کمیاب و لطیف است؛ شبیه رد باران روی شیشه. در این روایت، معنی، حس و خاطرهسازی این اسم را مرور میکنیم و چند تمرین نوشتن میدهیم.
چرا بو و صدا از تصویر خاطرهسازترند؟ با ۵ آزمایش کوتاه و یک آیین هفتگی یاد میگیرید چطور با حواس پنجگانه «نشانک حسی» بسازید.
اضطراب اجتماعی فقط خجالتیبودن نیست؛ گاهی یک خاطرهٔ شرم در کلاس، تا اتاق جلسه میآید. تعریف، بدن، تکنیکها و تمرین بازنویسی خاطره.
با قرارهای کوتاه اما منظم (۲۰ تا ۶۰ دقیقه) رابطهها را زنده نگه دارید؛ ایدههای دیدار کمفشار، شروع گفتگوهای عمیق و ریتم ماهانه برای دوست و خانواده.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405