گاهی دلتنگی با اتفاق بزرگی شروع نمیشود. کافی است نامی میان پیامهای قدیمی دیده شود، آهنگی در تاکسی پخش شود یا عکسی که مدتها فراموش شده بود، دوباره روی صفحه تلفن ظاهر شود. در چنین…
خستگیای هست که از بیخوابی نیست؛ از انبار خاطرات نیمهحل است. نشانهها، تفاوت یادآوری و باززیستن، و چند آیین ساده برای سبککردن بار.
نامی که اندوه نجیب و وقار آرام را تداعی میکند؛ روایتی احساسی و نوستالژیک از حس، صدا و خاطرههایی که با این اسم در خانههای ایرانی میماند.
روایتی مردم نگار از بیست سالگی در ایران؛ ترس جا ماندن، رؤیاهای معلق و خاطره های ناتمام در خوابگاه، مصاحبه کار و دورهمی های خانوادگی.
پشت «یادش بخیر» گاهی سوگ پنهان است؛ چرا زبان روزمره فقدان را پنهان میکند و چطور میشود سالمتر و محترمانهتر از غم حرف زد؟
وقتی خاطرات آزاردهنده روی هم مینشینند، ذهن آرامآرام فرسوده میشود؛ نشانهها، علتها و راههای سبککردن بار گذشته را بخوانید.
بعضی دلتنگیها قرار نیست درمان شوند؛ بخشی از هویت و حافظهاند. این متن درباره بازگشتهای دیر و اشتیاقهای حلنشده است.
«هاوار» در گویش کردی فقط یک واژه نیست؛ فریادی است میان سوگ، دلتنگی و هشدار. این مقاله نقش عاطفی و اجتماعی هاوار را در موقعیتهای واقعی بررسی میکند.
موزه بویایی یعنی جایی که یک عطر، آدمهای رفته را زندهتر از عکس برمیگرداند؛ روایتی درباره سوگ، حافظه بویایی و راههای امن لمس دوباره خاطره.
نوستالژی گاهی جان میدهد، گاهی جان میگیرد. مرز نوستالژی سالم و فرساینده کجاست؟ نشانهها، علتها و راههای بازگشت به اکنون را بخوانید.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405