برچسب: یادمان خانه ایرانی

موزاییک های خیابان و حیاط در محله ایرانی با رد آب پاشی و جارو کنار در؛ خوانش موزاییک به عنوان خاطره و سند اجتماعی

موزاییک‌های خیابان و حیاط؛ خاطراتی که زیر پایمان بزرگ شدند

موزاییک‌های خیابان و حیاط را مثل آرشیو زیرپا بخوانیم؛ رد خانه‌ها، همسایه‌ها و آیین‌های کوچک که شهر را می‌سازند.

کتلت‌های روغن‌گرفته در قابلمه لعابی در آشپزخانه ایرانی در ظهر تابستان، همراه با بوی سرخ‌کردنی و چیدمان سفره

کتلت روغن‌گرفته در قابلمه لعابی؛ بوی نمناک ظهرهای تابستان

کتلتِ روغن‌گرفته در قابلمه لعابی فقط یک غذا نیست؛ آیینی خانگی در ظهرهای تابستان است که بویش از آشپزخانه تا حیاط می‌دود و نقش‌ها را تقسیم می‌کند.

نمایی از بالکن یک آپارتمان ایرانی با گلدان‌ها و برج‌های روبه‌رو، نمادی از ادبیات آپارتمانی و گذار از خانه حیاط‌دار به زندگی آپارتمانی

ادبیات آپارتمانی؛ وقتی داستان از کوچه خاکی به طبقه ششم منتقل شد

در «ادبیات آپارتمانی» صحنه‌ی داستان از کوچه‌ی خاکی و حیاط مشترک به آسانسور، بالکن کوچک و پنجره‌های رو به برج منتقل شده است؛ این جابه‌جایی چه تغییری در تنهایی، همسایگی و خاطره‌سازی ایرانی‌ها ایجاد کرده است؟

تصویر زن ایرانی کنار پنجره در خانه ایرانی با حس نوستالژیک؛ نماد نام شکوه و خاطره‌های ماندگار.مجله خاطرات

شکوه؛ نامی پرصلابت برای عظمت آرام و خاطره‌های ماندگار

«شکوه» نامی زنانه و نوستالژیک است؛ پرصلابت اما آرام. در این مقاله، حس این اسم و پیوندش با خاطره‌های خانوادگی و لحظه‌های ماندگار را روایت می‌کنیم.

15 دی 1404
سکانس صمیمی از خانواده ایرانی در حال تماشای سریال قدیمی در اتاق نشیمن با نور زرد و حال‌وهوای نوستالژیک

سکانسی که ما را ساخت؛ چرا صحنه‌های ساده سریال‌های قدیمی بیشتر از بلاک‌باسترها می‌مانند؟

چرا یک گفت‌وگوی آرام در آشپزخانه سریال‌های قدیمی، از انفجارهای بلاک‌باسترها ماندگارتر است؟ در این مقاله مفهوم «سکانس سازنده» را در حافظه عاطفی و نوستالژی ایرانی بررسی می‌کنیم.