روایت مردمنگارانه از قابلمه دلمه برگمو در ایوان عصرهای اردیبهشت؛ از شستن برگها و ریتم گفتوگو تا حافظهای که با بو و دست ساخته میشود.
خورشتهای جمعه فقط غذا نیستند؛ لنگر زمان در تقویم خانوادهاند. این جستار از بو، تکرار و ریتم عاطفی سفره میگوید و اینکه چگونه خاطره ساخته میشود.
فالوده شیرازی در لیوان شیشهای فقط یک دسر نیست؛ صدای قاشق و بوی گلاب، صفِ مغازه و خنکیِ جمعیِ شهر را در عصرهای داغ روایت میکند.
آبگوشت ظهر جمعه فقط غذا نبود؛ یک مراسم خانوادگی بود که با حضور جمعی، سکوتهای آشنا و حس تعلق، خاطره میساخت و خانه را دوباره به خانه تبدیل میکرد.
چرا دستورهای شفاهی ایرانی با «به مقدار لازم» جواب میدهند؟ از زبان آشپزخانه تا انتقال دانش مادرانه و راه سازگارکردن دستورهای اینترنتی با تجربه.
تهدیگ طلایی فقط یک تکه برنج برشته نیست؛ آیینی خانگی است برای مذاکره، عدالت و خاطرهسازی با صداها، بوها و هیجان تقسیم دور سفره.
سفره پهن روی فرش فقط یک شیوه غذا خوردن نیست؛ یک معماری صمیمیت است که بدنها، گفتگوها و سهمها را در خانه ایرانی همسطح و همدل میکند.
چرا یک لقمه پیاز داغ میتواند ما را سریعتر از هر دلیل منطقی به کودکی و خانه برگرداند؟ روایت روانفرهنگیِ حافظه چشایی در آشپزخانه ایرانی.
سلف دانشگاه فقط غذا نیست؛ جایی است برای صفها، میزهای مشترک و رفاقتهای دقیقهنودی. این متن ریتمها و آداب نانوشته سلف را روایت میکند.
راهروی باریک تا مطبخ در خانههای قدیمی ایران فقط مسیر نبود؛ فناوری اجتماعیِ بو، صدا و مهمانداری که مرز کار و پذیرایی را نامرئی میچید.
تیتراژ سریالها قبل از شروع؛ چطور موسیقی و تصویر خانه را پر از حس میکند
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مربای خانگی روی نان داغ صبحگاهی؛ طعمی که یاد روزهای گرم تابستان را میآورد
تاریخ انتشار: 3 مرداد 1405
مهدیس؛ نوری آرام در گوشهی خاطرهها
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
فریبا؛ آیا زیبایی میتواند اینقدر آرام باشد؟
تاریخ انتشار: 1 مرداد 1405
«الهه» چرا هنوز مثل دعا در گوشم است؟
تاریخ انتشار: 31 تیر 1405