چرخگوشت دستی فقط یک وسیله نبود؛ صحنهای بود برای همکاری، تقسیم نقش و گفتگوی خانوادگی. روایت مشاهدهمحور از دستها، صداها و اخلاقِ کار خانگی.
روایت مردمنگارانهای از بازار بزرگ تهران؛ جایی که بوی آش، مسیر دالانها و چانهزنیها را به خانههای قدیمی وصل میکند و خاطره را بیدار نگه میدارد.
فرق عادت با آیین چیست و چرا آیینهای کوچک روزانه حس امنیت و تداوم بیشتری میسازند؟ با مثالهای ایرانی، چکلیست طراحی و ۸ میکروآیین زیر ۳ دقیقه.
پختن سمنو فقط یک دستور آشپزی نیست؛ آیینی جمعی است که با دیگ و بخار و همزدن، حافظه خانوادگی و محله را در خانه ثبت و زنده میکند.
پاییز روستا چرا بوی نان تازه میدهد؟ از برداشت و ذخیره آرد تا تنور، همسایگی و نذرها؛ روایت و تحلیل یک شبکه آیینی–اقتصادی ملموس.
روایت مردمنگارانه از قابلمه دلمه برگمو در ایوان عصرهای اردیبهشت؛ از شستن برگها و ریتم گفتوگو تا حافظهای که با بو و دست ساخته میشود.
خورشتهای جمعه فقط غذا نیستند؛ لنگر زمان در تقویم خانوادهاند. این جستار از بو، تکرار و ریتم عاطفی سفره میگوید و اینکه چگونه خاطره ساخته میشود.
فالوده شیرازی در لیوان شیشهای فقط یک دسر نیست؛ صدای قاشق و بوی گلاب، صفِ مغازه و خنکیِ جمعیِ شهر را در عصرهای داغ روایت میکند.
آبگوشت ظهر جمعه فقط غذا نبود؛ یک مراسم خانوادگی بود که با حضور جمعی، سکوتهای آشنا و حس تعلق، خاطره میساخت و خانه را دوباره به خانه تبدیل میکرد.
چرا دستورهای شفاهی ایرانی با «به مقدار لازم» جواب میدهند؟ از زبان آشپزخانه تا انتقال دانش مادرانه و راه سازگارکردن دستورهای اینترنتی با تجربه.
آبانبارها چگونه در دل شهر نفس میکشیدند؟
تاریخ انتشار: 3 آبان 1405
وصال؛ تمرین بودن بیهیاهو
تاریخ انتشار: 2 آبان 1405
کیک و نوشابهی شیشهای؛ نوستالژی ممنوعهی نسلها
تاریخ انتشار: 30 مهر 1405
نقش روایتهای پدر و مادر در ساخت حافظه خانوادگی فرزندان
تاریخ انتشار: 29 مهر 1405
سیروس؛ کدام خاطرات در این نام نقش دارد؟
تاریخ انتشار: 27 مهر 1405