رویدادها در حافظه جمعی

تصویر واقع‌گرایانه از گردآفرید با نقاب و زره بر اسب کنار دروازه دژ؛ نمادی از شجاعت و ماندگاری در حافظه اسطوره‌ای ایران

گردآفرید چگونه در حافظه‌ی اسطوره‌ای ما می‌ماند؟

گردآفرید چرا با حضوری کوتاه در شاهنامه به تصویر ماندگار حافظه اسطوره‌ای ما تبدیل شد؟ چهار نشانه، نسبت او با امروز و بازنمایی معاصر را بخوانید.

تصویری از نان محلی پخته‌شده روی ساج در فضای روستایی که عطر، طعم و خاطرات شیرین گذشته را در مجله خاطرات روایت می‌کند.

نان محلی روی ساج در صبح‌های روستایی؛ چگونه عطر و طعم خاطره می‌سازد

بعضی خاطرات با یک عکس زنده می‌شوند، بعضی با شنیدن یک صدا و بعضی دیگر فقط به یک بو نیاز دارند. کافی است جایی بوی نان تازه در هوا بپیچد تا بی‌اختیار تصویری قدیمی از…

مردم در یک مغازه محلی ایرانی به تلویزیون نگاه می‌کنند؛ تصویر نماد ثبت لحظه ملی ایران در خاطره شخصی

کدام لحظه‌ی ایران در خاطره‌ی تو هنوز زنده است؟

کدام لحظه ملی ایران در حافظه شخصی تو زنده مانده؟ با چند نشانه حسی و تمرین ساده، لحظه‌ات را دقیق ثبت کن و روایت خودت را بساز.

لیوان چای سرد مادربزرگ در راه پله تاریک یک آپارتمان تهران در زمان آژیر قرمز؛ روایت حافظه و زندگی روزمره

آژیر قرمز تهران و لیوان چای سرد مادربزرگ

روایت مردم نگارانه از آژیر قرمز تهران؛ از صدای آژیر و خاموشی ها تا راه پله و پشت بام، و لیوان چای سرد مادربزرگ که حافظه را حمل می کند.

نامه و دفترچه خاطرات روی میز چای در حیاط خانه ایرانی؛ نمادی از تصویر آزادی در حافظه تاریخی ایران

از نامه تا حکایت؛ تصویر آزادی در حافظه‌ی تاریخی ایران

آزادی در ایران فقط در بیانیه‌ها نیست؛ در نامه‌ها، دفترچه‌ها و حکایت‌های خانوادگی زندگی می‌کند و از نو روایت می‌شود.

عروسی محلی در کوچه ایرانی با چراغانی و همخوانی همسایه ها؛ روایت بصری از خاطره جمعی و نغمه های مراسم

عروسی محلی، وقتی کوچه از نغمه پر می‌شود

عروسی محلی فقط یک جشن نیست؛ متنی فرهنگی است که در آن کوچه صحنه می‌شود، نغمه‌ها تدوین می‌کنند و همسایه‌ها خاطره جمعی را می‌سازند.

صف واکسن در ایران با تمرکز بر چشم‌هایی که پشت ماسک لبخند می‌زنند؛ فضای درمانگاه، صندلی پلاستیکی و حس امید و اضطراب

صف واکسن؛ چشم‌هایی که پشت ماسک لبخند می‌زد

روایت مردم‌نگارانه از «صف واکسن» در ایران؛ از بوی الکل و صندلی‌های پلاستیکی تا تعارف‌ها، شوخی‌ها و چشم‌هایی که پشت ماسک امید و اضطراب را با هم حمل می‌کردند.

عادل فردوسی پور در برنامه 90

چرا صدای عادل فردوسی‌پور، شب‌های دوشنبه را زنده می‌کند؟

صدای عادل فردوسی‌پور برای بسیاری از ایرانی‌ها یک نشان صوتی است که شب‌های دوشنبه را به تقویم احساسی خانه‌ها پیوند می‌زند؛ از مکث‌ها و شوخی‌های ریز تا تلفظ نام‌ها.

موسیقی مراسم در ایران؛ تصویر نمادین از ریتم جمعی میان عروسی و عزا در یک فضای ایرانی

موسیقی‌های مراسم؛ از عروسی تا عزا، ریتم جمعی ما

تحلیلی فرهنگی از موسیقی مراسم ایرانی؛ از عروسی تا عزا، و اینکه چگونه نغمه‌ها ریتم جمعی، نقش‌ها و زمان‌بندی احساسات ما را سامان می‌دهند.

تلویزیون قدیمی در یک خانه ایرانی و بازتاب تصاویر سیاه و سفید در حافظه جمعی و نوستالژی تلویزیون ایران

تصاویر تلویزیون قدیمی؛ لحظه‌هایی که ملی شدند

تأملی فرهنگی درباره تصاویر تلویزیون قدیمی ایران؛ از کارت آزمون تا تیتراژها و خبرها، و اینکه چگونه این قاب‌ها حافظه جمعی و ریتم احساسی یک ملت را ساختند.