دسته: بازی‌ها و سرگرمی‌های قدیم

خانواده ایرانی در شب‌های برق‌رفته با شمع و چراغ‌قوه در حال سایه‌بازی روی دیوار و قصه‌گویی

شب‌های بدون برق؛ سایه‌بازی روی دیوار و قصه‌هایی که با دست جان می‌گرفتند

شب‌های برق‌رفته در خانه‌های ایرانی چگونه با شمع، چراغ‌قوه و قصه‌گویی به آیینی خانوادگی تبدیل می‌شد؛ از سایه‌بازی روی دیوار تا بازی‌های بداهه.

کش‌بازی در حیاط مدرسه ایرانی در زنگ تفریح؛ کودکان در حال پریدن از کش با خط‌کشی زمین و فضای نوستالژیک مدرسه

خاطره‌ی کش‌بازی در حیاط مدرسه

کش‌بازی در حیاط مدرسه فقط یک بازی نبود؛ ریتم زنگ تفریح، نظم نوبت‌ها، مهارت‌های بدنی و اتحادهای کوچک را می‌ساخت و در حافظه جمعی می‌نشاند.

کودکی در خانه ایرانی کنار صندلی خالی که نماد دوست خیالی است؛ تصویری مرتبط با خاطره و کارکرد دوست خیالی در بزرگسالی_مجله خاطرات

دوست خیالی کودکی؛ خاطره‌ای که هنوز کارکرد دارد

دوست خیالی کودکی فقط خیال نبود؛ راهی برای امنیت، تمرین گفت و گوی درونی و مدیریت ترس. نشانه ها و کارکرد امروز آن در زندگی ایرانی.

کودکی نشسته روی فرش در پذیرایی کم‌نور یک خانه ایرانی در شب، که نور آبی ملایم تلویزیون روی دیوار و اطرافش افتاده و حس امنیت و تنهایی خیال‌پردازانه کودکی را منتقل می‌کند.مجله خاطرات

چرا دوست خیالی ساختیم؟ روایت‌های کودکی و نیاز به امنیت

چرا کودک ایرانی دوست خیالی می‌سازد؟ برای احساس امنیت، مهار ترس‌ها، و ساختن پناهگاه در بازی و زبان؛ با روایت‌های قابل لمس و واکنش‌های بهتر بزرگ‌ترها.

کودکی در حال پریدن روی کوه رختخواب های خانه مادربزرگ با لحاف و تشک روی قالی ایرانی؛ تصویر نوستالژیک از بازی خانگی قدیمی

کوه رختخواب‌های مادربزرگ؛ بلندترین پرش‌های کودکی

«کوه رختخواب» در خانه مادربزرگ فقط بازی نبود؛ معماری نرمِ لحاف و قالی بود برای جسارت، خنده و قانون‌های نانوشته خانواده ایرانی.

بازی گل یا پوچ روی لحاف کهنه در یک دورهمی خانوادگی ایرانی با چای و فضای شب زمستان

گل یا پوچ روی لحاف کهنه؛ هیجان یک مشت بسته و اخلاق بازی در جمع

گل یا پوچ روی لحاف کهنه فقط یک بازی نیست؛ تمرین اعتماد، تردید و رعایت آبرو در جمع است. روایت میدانیِ قواعد نانوشته و ریزآیین‌هایش.

کودکان در کوچه ایرانی در حال بازی‌های خیابانی قدیم مثل مشدی‌گردو، کش‌بازی و طناب‌زدن با حال‌وهوای زنده و محله‌ای

مشدی‌گردو، کش‌بازی و طناب‌زدن؛ خیابان‌هایی که با صدا و پا زنده بودند

روایتی مردم‌نگارانه از مشدی‌گردو، کش‌بازی و طناب‌زدن؛ بازی‌هایی که کوچه را با ریتم صداها، قانون‌های نانوشته و مراقبت نامرئی بزرگ‌ترها زنده می‌کردند.

شب‌نشینی خانوادگی در قطعی برق با نور شمع، استکان چای، ظرف آجیل و قالی ایرانی؛ فضایی نوستالژیک از دورهمی ایرانی و لبخندهای روشن.مجله خاطرات

شب‌نشینی خانوادگی؛ وقتی برق می‌رفت و لبخندها روشن می‌ماندند

یادداشتی میدانی از شب‌نشینی خانوادگی در قطعی برق: نور شمع، قصه‌گویی بزرگ‌ترها، بازی‌های جمعی و صدای خنده؛ تقابل نوستالژی دیروز با سبک‌زندگی امروز.

صحنه‌ای از اتاق پذیرایی ایرانی دهه ۷۰ با کودکان دور آتاری دستی روی فرش، رقابت برادرانه و صداهای بیپ بازی‌های جیبی در فضای .مجله خاطراتنوستالژیک

آتاری دستی؛ آغاز عصر بازی‌های جیبی و رقابت‌های برادرانه

روایتی میدانی از آتاری دستی: از صف مغازه‌های صوتی‌تصویری تا فرش پذیرایی، رقابت‌های برادرانه و قواعد نانوشته‌ای که ریتم خانه‌های ایرانی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ را عوض کرد.

کودک ایرانی با فرفره کاغذی در باد عصرگاهیِ کوچه‌ای با دیوار کاه‌گلی و جوی آب؛ روایتی از خاطرات محله و بازی‌های ساده.مجله خاطرات

فرفره کاغذی و بادهای عصرگاهی؛ اسباب‌بازی ساده‌ای که دنیا را می‌چرخاند

روایت میدانی از فرفره کاغذی و بادهای عصرگاهی در محله‌های ایران؛ از اقتصاد خانواده و دست‌ساز بودن تا نقش پدر و پدربزرگ، حافظه حسی و پیوندهای همسایگی.