ساندویچ کثیف کنار خیابان را بهعنوان آیینی شهری میکاویم؛ از بوی روغن داغ و صف شبانه تا تفاوت تجربه نسلها و دغدغههای بهداشتی و دیجیتال امروز.
روایتی میدانی از کشک داغ روی نان خشک؛ غذایی ساده که در حیاطهای گِلی و پشتبامهای روستا، به ثروت عاطفی و خاطرات مشترک خانوادهها تبدیل میشود.
آبنبات هلدار بجنورد، طعم ساده و صمیمی کودکیهای ایرانی؛ روایتی از ریشههای محلی، پیوند با چای، خاطرات مدرسه و دستور خانگی برای امروز.
وقتی بخار شلهزرد نذری با بوی گلاب و دارچین در کوچه میپیچد، خاطرات محله بیدار میشود؛ ظرفهای گلسرخی، همکاری همسایهها و صمیمیتی که از دل نذر میجوشد.
با پخت رب خانگی با طعم نوستالژی، گرمای دورهمیهای ساده را به آپارتمان امروز بیاوریم؛ یک مینیدستور یککیلویی، تقسیم کار خانوادگی و اشتراکگذاری شیشهها با همسایهها.
بازخوانی «لقمهی ساده» بهعنوان اقتصادِ مهر در خانه ایرانی؛ از صف نانوایی تا عصرانههای خانگی. ایدههای کمهزینه برای ساختن همان گرما در امروز.
چای دارچینی در نعلبکی، صدای لطیف برخورد استکان و طعم گرم تعارف ایرانی؛ روایتی از آداب عصرانه مادربزرگها و راهنمایی برای چیدمان ساده و صمیمی امروز.
ظهرهای آخر تابستان، قلقل قابلمههای بزرگ و بوی ربِ گوجهفرنگی که از حیاطها به کوچه میریخت؛ آیینی خانگی که غذا بهانهاش بود و جمع، اصلش.
دیگ بزرگ حیاط فقط محل پخت رب خانگی نیست؛ مدرسهای است برای همکاری خانوادگی، تقسیم نقشها و آموختن مسئولیت. این یادداشت راهی برای احیای این آیین در زندگی آپارتمانی امروز پیشنهاد میکند.
لمس سفال خنک، بوی حیاط خیسخورده و جرعهای که صبر میآورد؛ این نوشته پیوند آبِ کوزه با آرامش تابستان، آیینهای خانگی و خاطرات نسلی را واکاوی میکند.
«کراش» و «سیتوایشنشیپ»؛ عشق نیمهتعریفشدهی نسل آنلاین
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
دلآرام؛ آرامشی که از یک صدا شروع میشود
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
یک بیت، یک زندگی؛ شعرهایی که با ما بزرگ شدند
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
اولین سوگ؛ وقتی کودک درون برای اولینبار «نبودن» را فهمید
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404
ترشیهای شیشهای؛ زمان خوابیده در طعم
تاریخ انتشار: 25 بهمن 1404