دسته: خانه و حیاط ایرانی

نمای نزدیک از در چوبی خانه ایرانی با دو کوبه فلزی و تاکید بر زبان بی کلام در زدن در فرهنگ خانه ایرانی

در چوبی و کوبه‌ها؛ زبان در زدن در فرهنگ خانه ایرانی

در چوبی و کوبه‌ها در خانه ایرانی فقط ابزار نیستند؛ یک کد اجتماعی بی‌کلام‌اند: صداهای زنانه و مردانه، زمان در زدن و تشخیص همسایه‌ها.

قاب عکس های بالای تلویزیون در نشیمن ایرانی؛ آرشیو غیررسمی خاطرات خانوادگی و سلسله مراتب خاموش حافظه

قاب عکس‌های بالای تلویزیون؛ تاریخ خانه در چند قاب

قاب عکس‌های بالای تلویزیون چطور به آرشیو غیررسمی خانواده تبدیل می‌شوند؟ از انتخاب و چینش تا سلسله مراتب خاموش حافظه و روش حفظ تداوم.

پنجره چوبی سبز با شیشه‌های رنگی در خانه ایرانی که نور صبح را به شکل نقش‌های رنگی روی فرش می‌اندازد

پنجره‌های چوبی سبز با شیشه‌های رنگی؛ نوری که صبح‌ها روی فرش نقش می‌انداخت

روایت مردم‌نگارانه‌ای از پنجره‌های چوبی سبز با شیشه‌های رنگی در خانه‌های ایرانی؛ جایی که نور صبح روی فرش نقش می‌زند و مرزِ حریم و همسایگی را تنظیم می‌کند.

حیاط ایرانی در شب با نور مهتاب، حوض و کاشی‌های خیس، آسمان پرستاره و کودکان در حال آسمان‌دیدن؛ فضایی نوستالژیک و آرام برای خاطرات شب‌نشینی.مجله خاطرات

نور مهتاب در حیاط؛ خاطره‌ای از شب‌های بی‌چراغ و پرستاره

گزارشی حسی از نور مهتاب در حیاط‌های ایرانی؛ آسمان پرستاره، بوی خاک خیس، صدای کولر آبی و گفت‌وگوهای آرامی که به خاطره‌ای ماندگار بدل می‌شود.

ایوان قدیمی خانهٔ حیاط‌دار ایرانی با سایهٔ تاک، سماور و استکان چای روی زیلو و حوض فیروزه‌ای؛ فضای نیمه‌باز نوستالژیک اما زنده.مجله خاطرات

ایوان‌های قدیمی؛ سکوی ساده‌ای که نصف زندگی رویش گذشت

روایتی مردم‌نگارانه از ایوان‌های قدیمی به‌عنوان فضای نیمه‌باز خانه‌های حیاط‌دار؛ از صبح تا شب، آیین‌های کوچک روزمره و نقششان در حافظهٔ جمعی ایرانیان.

حیاط خانهٔ قدیمی ایرانی پس از اولین باران پاییز با کاشی‌های خیس، حوض کوچک، برگ‌های زرد و خانواده‌ای کنار پنجره؛ القاکنندهٔ بوی خاک نم‌زده._مجله خاطرات

اولین باران پاییز؛ حیاط خیس و بوی خاک نم‌زده‌ی خانه‌های قدیمی

روایتی حسی و رفتاری از اولین باران پاییز در خانه‌های ایرانی؛ حیاط خیس، بوی خاک نم‌زده، دورهمی چای و بازی‌های سادهٔ خانوادگی با راهکارهای امروزی.

پیک‌نیک ایرانی کنار جاده با سماور زغالی در ظهر جمعه، سینی چای و لیوان‌های لعابی زیر سایه‌ی درخت و دود ملایم زغال

پیک‌نیک با سماور زغالی؛ ظهرهای جمعه و بوی چای و جاده

روایتی زمین‌محور از پیک‌نیک با سماور زغالی در ظهرهای جمعه؛ از بوی دود و چای تا عادت‌های خانوادگی، مسیرهای بین‌راهی و راهکارهای ایمنی و بازآفرینی تجربه.

استکان‌های پایه‌دار پر از چای کهربایی روی نعلبکی‌های گل‌سرخی در نور عصر؛ سینی ساده، قوری کوچک و حال‌وهوای نوستالژیک چای عصرانهٔ ایرانی

استکان‌های پایه‌دار و نعلبکی‌های گل‌سرخی؛ خاطره‌ی چای عصرانه در خانه‌های ایرانی

از برق استکان‌های پایه‌دار تا طرح گل‌سرخی نعلبکی‌ها؛ چای عصرانه را به آیینی کم‌هزینه، صمیمی و آرام در خانه‌های امروز بدل کنید و خاطرات را زنده نگه دارید.

چای آتیشی در حیاط با کتری سیاه و بوی دود؛ دورهمی خانوادگی ساده و نوستالژیک با استکان‌های شفاف و حال‌وهوای گرم ایرانی.

چای آتیشی و بوی دود؛ رسم ساده‌ی مهمانی‌های حیاط و باغ

چای آتیشی و بوی دود، آیین ساده‌ای است که دورهمی‌های حیاط و باغ را صمیمی‌تر می‌کند؛ از کتری سیاه تا گفت‌وگوی بی‌تعارف، تجربه‌ای کم‌هزینه اما پُر از خاطرات.

نشیمن ایرانیِ بدون مبل با پشتی‌های گل‌دوزی و کوسن‌های رنگی دورِ سینی چای، نور گرم و قالیچه دست‌باف؛ الهام از زمین‌نشینی هوشمند

پشتی‌های گل‌دوزی و کوسن‌های رنگی؛ آرامش خانه‌های بی‌مبل

بازخوانی زیبایی‌شناسی «زمین‌نشینی هوشمند» در خانه‌های ایرانی: از اقتصادِ سادگی تا نقش بافت و رنگ در پشتی‌های گل‌دوزی و کوسن‌های رنگی؛ راهنمایی عملی برای ساختن گوشه‌ای آرام با بودجه کم.